Posts Tagged ‘وبلاگ’

بلاگر! تولدت مبارك

اوت 24, 2006
23 آگوست 1999، لابراتوار Pyra براي نخستين بار Blogger را معرفي نمود. از آن روز تاكنون Blogger تغييرات زيادي كرده و به يكي از قدرتمندترين سرويس‌دهنده‌هاي وبلاگ دنيا بدل شده است. حالا هم كه Google رسماً آنرا خريداري نمود و در حال بهبود دادن امكاناتش هست، به نظر مي‌رسد كه بايستي آينده روشن‌تري را برايش در نظر داشت.
در هفتيمن سال تاسيس اين سرويس‌دهنده، Google در نسخه Beta شروع به ادغام كردن اكانت خود با حسابهاي اين سرويس‌دهنده كرده است. البته هنوز امكان سوئيچ كردن از اكانت بلاگر به اكانت گوگل براي همه وجود ندارد، و تنها كساني مي‌توانند اين كار را انجام دهند كه در داشبور وبلاگشان اين امكان تعبيه شده باشد. اما گوگل وعده داده است كه بزودي همه بلاگرها اين امكان را خواهند داشت.
نسخه بتاي Blogger داراي امكانات خارق‌العاده‌اي بخصوص در زمينه طراحي Template‌مي‌باشد. امكانات جديد اين قسمت چيزي شبيه به Widget در قالبهاي جديد WordPress مي‌باشد و به كاربر اجازه مي‌دهد كه بدون داشتن هيچگونه اطلاعاتي در مورد كدهاي قالب، به حذف و اضافه نمودن بخشهاي متنوع قالب بپردازد.
اما اگر لوگوي تولدت بلاگر ـ كه سگي است كه كلاه تولد به سر دارد ـ برايتان جالب است، بهتر است بدانيد كه اين بخاطر هفتمين تولد است! گردانندگان Blogger معتقدند كه "1 سال انساني = 7 سال سگي"!!

Advertisements

حلقه وبلاگي گيلانيان

اوت 24, 2006
خيلي از ما وبلاگهاي زيادي رو مي‌شناسيم و به اونها سر مي‌زنيم. ممكنه هر روز به وبلاگهاي جديد زيادي سر بزنيم و از خوندنش پست‌هاشون لذت ببريم. ولي در بين همه احساساتي كه از اين كار بهمون دست ميده، وقتي مي‌بينيم كه نويسنده وبلاگي از هم ولايتي‌هاي خودمونه، دوچندان لذت مي‌بريم و به خودمون مي‌باليم. يه جورايي حرفاشون رو راحت‌تر درك مي‌كنيم و باهاشون بيشتر احساس راحتي‌ مي‌كنيم.
توي بعضي وبلاگها، مي‌بينيم كه يه لينكدوني از وبلاگهاي هم ولايتي نويسنده وجود داره. تو وبلاگهاي جنوبي اين بيشتر ديده ميشه. اهوازي‌ها رو بيشتر ديدم كه از اين كارا مي‌كنن، يزدي‌ها هم همين‌طور. اينجور لينكدوني‌ها به آدم يه جور اعتماد به نفس ميدن… نمي‌دونم!… يه جور احساس خوب!…
ولي گيلاني‌ها؟!… تا حالا چنين حلقه‌هاي وبلاگي‌اي بين گيلاني‌ها نديدم. يه تشكّل نصف و نيمه دو سه سال قبل با اهداف خاصي در حال شكل‌گيري بود، ولي متاسفانه مثل خيلي از حركتهاي ديگه نيمه كاره رها شد…
حالا «گيلانيان» ظهور كرده. تازه و نو. آروم و شكننده! هدفش جمع كردن وبلاگ‌نويسان گيلانيه. بدون توجه به هيچ چيز! فقط گيلاني بودنشون مهمه. هر گيلاني‌اي با هر عقيده و مسلك و منشي مي‌تونه به اين حلقه بپيونده، بدون اينكه هيچ هدف سياسي خاصي پشتش باشه!
البته خط و مشي‌اش هنوز درست و حسابي شكل نگرفته. ولي به نظر من اين زياد مهم نيست. همين دور هم جمع شدن گيلاني‌ها خودش مي‌تونه بزرگترين خط و مشي باشه.
من كه از اين شروع خيلي ذوق كردم! هر كاري هم از دستم بر بياد انجام ميدم تا «گيلانيان» رشد كنه و به راهش ادامه بده. اميدوارم بقه گيلاني‌ها هم همّت كنن و به دور از هرگونه باندبازي و كلاس گذاشتن و… به اين حركت كمك كنن تا به اميد خدا شكل بگيره و كامل بشه.
من با همين يادداشت كارم رو در «گيلانيان» شروع كرده‌ام و تا اونجا كه بتونم اين راه رو ادامه خواهم داد، ولي بدون شك اين حركت به اراده و عمل جمعي نياز داره…

تحليل نيوزويك درباره وبلاگ احمدي‌نژاد

اوت 20, 2006
چرا آقاي رئيس جمهور تصميم گرفتند كه يك دفتر يادداشت آن‌لاين داشته باشند؟
رهبران كشورها به ندرت وقت آزاد براي وبلاگ‌نويسي پيدا مي‌كنند. اما محمود احمدي‌نژاد مي‌خواهد اين وضع را تغيير دهد. رئيس جمهور ايران هفته قبل شروع به نوشتن وبلاگي در آدرس www.ahmadinejad.ir نمود كه مزين است به عكسي از او در حاليكه يقه پيرهنش باز است ]![ و قلمي بدست دارد. و تعجب برانگيز نيست كه اين وبلاگ در همين مدت كوتاه چنان سروصدايي به پا كند كه خيلي از بلاگرها آرزويش را دارند!
در طي همين چند روزي كه از اولين پست رئيس‌جمهور مي‌گذرد، Technorati – موتور جستجوي وبلاگها كه در سان‌فرانسيسكو مستقر است ـ به آن امتياز 3722مين وبلاگ را از بين 50 ميليون صفحه وب داده است.
اما شايد مهمترين پرسش اين باشد كه پشت اين كار چه هدفي نهفته است. واضح است كه سايت براي مخاطبان بين‌المللي طراحي شده است. سايت علاوه بر آنكه به زبان فارسي منتشر مي‌گردد، دسترسي به زبانهاي عربي و انگليسي نيز در آن وجود دارد، ضمن آنكه ترجمه فرانسوي مطالب هم در راه است.
با توجه به نزديك شدن به 31 آگوست كه بعنوان پايان ضرب‌العجل تعيين شده توسط شوراي امنيت براي متوقف ساختن فعاليتهاي هسته‌اي براي ايران مي‌باشد، چنان جاي تعجبي ندارد كه احمدي‌نژاد در پي جمع‌آوري يك موافقت در بين افكار عمومي جهان نسبت به خود مي‌گردد.
واضح است كه توسط يك رسانه جمعي جديد، احمدي‌نژاد مي‌خواهد پيام خود را به تمام دنيا ابلاغ كند. همچنين وبلاگ، با گستردگي و تجددي كه دارد، مي‌تواند راه نويني باشد براي ارسال پيام براي دسته خاصي از مخاطبان مهم كه همان جوانان هستند.
ماني منجمي، وبلاگ‌نويس تهراني، مي‌گويد: «او تلاش مي‌كند تا با مردمي سخن بگويد كه از طريق ساير رسانه‌ها همچون تلويزيون و روزنامه به او توجهي نمي‌كنند.» وبلاگ‌نويس تهراني ديگري كه بدليل فيلتر بودن وبلاگش براي مدت شش ماه، نخواسته نامش فاش شود، مي‌گويد كه احمدي‌نژاد در تلاش است تا راهي پيدا كند كه نشان دهد زندگي جوانان برايش اهميت دارد و به فكر آنان است.
اما آيا جوانان ايراني به اين ابراز علاقه پاسخ مثبت خواهند داد؟
نخستين پست احمدي‌نژاد متن بلندي است درباره داستان بيداري ديني و سياسيش، برخاستنش از خانواده‌اي روستايي و تنگ‌دست، و تشريح اينكه چگونه شاه و روساي خارجيش مي‌كوشيدند تا ايران را به غربزدگي بكشانند و چگونه آيت‌اله خميني اين توطئه را ناكام گذاشت.
همچنين از اين متن استباط مي‌شود كه احمدي‌نژاد يكي از دانش‌آموزان استعدادهاي درخشان بوده است، يك ديندار عملگرا و يكي از اعضاي گارد نخبگان انقلاب در جنگ ايران و عراق.
حسين درخشان، يكي از وبلاگ‌نويسان مطرح ايراني كه اكنون در تورنتو مستقر است، گمان مي‌كند كه اغلب ايراني‌ها وبلاگ احمدي‌نژاد را كاملاً باب روز خواهند يافت.
اما قالب كلي وبلاگ شبيه وبلاگهاي متداول نيس و تفاوتهايي دارد. در آن لينكهايي به سايتهاي رسمي و دولتي وجود دارد كه به وبلاگ حال و هواي حكومتي مي‌بخشد. مخصوصاً كه لينك ساير وب‌سايتها و بخصوص وب‌سايتهاي مخالف در آن ديده نمي‌شود.
پست طولاني احمدي‌نژاد هم خوانندگان ويژه‌اي مي‌طلبد ولي وي براي حل اين مشكل در همان پست وعده داده است كه در آينده «كوتاه‌تر و ساده‌تر» بنويسد و «به اميد خدا» سخنانش را در كمتر از يك ربع تمام كند.
در نظر گرفتن آزادي بيان هم در اين وبلاگ قابل تأمل است. خوانندگان اين شانس را دارند كه نظرات خود را بگذارند، البته با توجه به اينكه قبل از انتشار، نظراتشان بايستي تائيد گردد.
احمدي‌نژاد در وبلاگش به نظرسنجي هم مي‌پردازد. او مي‌پرسد: «آيا فكر مي‌كنيد آمريكا و اسرائيل از حمله به لبنان قصد راه انداختن جنگ جهاني ديگري را دارند؟». خوانندگان به اين بخش علاقه خاصي نشان داده‌اند، و تا روز چهارشنبه بيش از 215000 نفر راي دادند، و 51 درصدشان گفتند نه!
از نگاه درخشان اين مي‌تواند نشانه خوبي باشد. وقتي كه او در زمان انتخابات رياست‌جمهوري به ايران برگشته بود، توسط ماموران امنيتي بخاطر نوشته‌هايش در وبلاگ مورد بازجويي قرار گرفت. حالا كه احمدي‌نژاد به دنياي وبلاگ‌نويسي وارد شده است، درخشان اميدوار است كه تهران كمتر وبلاگ‌ها را فيلتر كند و صاحبانشان را بازداشت نمايد.

منبع: NewsWeek
ترجمه آزاد از خودم!

بيرتك و بلاگ‌نيوز

اوت 11, 2006

ديروز آقا فرهاد اصغرزاده (باباي مينا كوچولو!) از طريق چتگاه ارتباطي Google Talk از من خواستن كه به جمع نويسندگان وبلاگ «بيرتك» بپيوندم. من هم كه در اينگونه مواقه دچار خودمغروري مي‌شوم(!) و به خودم مي‌بالم، فوراً پذيرفتم و شدم نخستين نويسنده وبلاگ «بيرتك» (البته بعد از آقا فرهاد كه خودشون صاحبلاگ هستن!).
اما «بيرتك» اصلاً چيه؟!
اون‌طور كه تو خود سايت اومده «بيرتك» تشكيل شده از «بير» كه در تركي به معني يك هست و «تك» كه همون تكِ فارسي خودمونه! و تلفيقش ميشه يه چيزي تو مايه‌هاي «يكي‌يه دونه»!
اين سايت، يه سايت ايرونيِ همه‌پسند هست كه توش از شير مرغ تا جون آدميزاد پيدا ميشه. هر كس با توجه به علائق خودش مي‌تونه از اين سايت لذت ببره و بهره‌مند بشه. اما در كنار همه قسمتهاي متنوع، اين سايت يه وبلاگ هم داره به همين نام كه قراره يه وبلاگ گروهي بشه و هركس از هر چي كه دلش مي‌خواد توش بنويسه. من هم به جمع نويسنده‌هاش پيوستم و بعنوان حسن آغاز يه مطلب هم توش نوشتم.
اما همزمان با اين چت، يه صحبتي هم با آقا اسد عليمحمدي داشتم. گويا ايشون درصدد هستن كه در «بلاگ‌نيوز» تغييراتي اعمال كنن و اون رو به يه خبرگزاري تبديل كنن. و همكاران اين پايگاه هم بشن خبرنگار اين خبرگزاري كه از گوشه و كنار دنيا خبرهايي رو براش مي‌فرستن. البته ايشون توضيحات بيشتر رو به وقت بعد موكول كردن، اما من اين موضوع رو اينجا آوردم تا شايد اولين كسي باشم كه اين خبر رو افشا مي‌كنم و مژدگونيشو از علاقمندان به «بلاگ‌نيوز» بگيرم!
حالا لطف كنين تا همين‌جا مژدگوني‌ها رو بدين تا من سر فرصت بيشتر از دهان آقا اسد حرف بكشم!!

بلاگچين

اوت 2, 2006
همين چند وقت پيش بود كه مي‌خواستم BlogNevesht.com رو براي خودم به ثبت برسونم و وبلاگم رو به دور از دردسرهاي رايج سرويس‌دهنده‌هاي رايگان در اونجا بنويسم، اما همون‌طور كه قبلاً هم توضيح داده بودم، قبل از من اين دامنه به ثبت رسيده بود. و طي ايميل‌نگاري‌هايي، آقاي محسن پويا لطف كردن و اين دامنه رو به من دادن.
و اين بار دست روزگار همون ماجرا رو دوباره تكرار كرده! ولي اينبار من Blogchin.blogspot.com رو ثبت كرده‌‌ام و از من خواستن كه اين دامنه رو بهشون بدم.
چندي پيش به فكر ايجاد وبلاگي افتادم كه در اون گلچيني از بلاگ‌نوشتهاي زيباي ديگران رو جمع‌آوري كنم. پس از اندكي كنكاش نام «بلاگچين» رو براي اين وبلاگ جديد در نظر گرفتم و اونو روي سرور بلاگر به ثبت رسوندم. اما از اون روز تاكنون فرصت اينو پيدا نكردم كه اونو راه بندازم. تا اينكه ديروز ايميلي دريافت كردم كه در اون اومده بود كه عده‌اي «بلاگچين» آزمايشي رو در آدرس BlogSelection.blogspot.com افتتاح كرده‌اند. و از من خواسته بودن كه دامنه‌اي را هم كه خودم ثبت كرده بودم، به ايشان انتقال دهم. من هم كه قبلاً يه دامنه به زندگي بدهكار بودم، در ازاي اين موهبت، با كمال ميل اين دامنه رو تقديم كردم!
اميدوارم «بلاگچين» يكي از بهترين وبلاگ‌هاي گلچيني از آب در بياد.

بلاگ‌نوشت × ۲

ژوئن 3, 2006

وقتي تو لينكدوني «من و پري» لينك بلاگ‌نوشت رو در قسمت «پري‌گونه‌ها» ديدم، تعجّب كردم كه چرا وبلاگ من رو بين نويسنده‌هاي خانوم قرار داده! اما وقتي روي لينك كليك كردم، ديدم كه زهي خيال باطل! «بلاگ‌نوشت» مزبور يه «بلاگ‌نوشت» ديگه‌است! متعلّق به خانومي به نظرم روزنامه نگار، فهيم و با دست به قلمي محشر! كه از اسفند 84 (يعني حدود دو ماه پس از اولين سالگرد وبلاگم)‌ كار خودشون رو در زمينه وبلاگ‌نويسي آغاز كردن.
اولش خيلي عصباني شدم، كه چرا اسم وبلاگ من رو مورد استفاده قرار دادن! كه ناراحتي خودم رو هم در نظردوني مطلب آخرشون اعلام كردم. كه چون از سر غرض بوده گويا موجب ناراحتي اين دوست عزيز هم شده بود، كه در همين جا رسماً از ايشون عذرخواهي مي‌كنم.
ايشون و برخي از خواننده‌هاشون در ايميل‌هايي به من گفتن كه موضوع پيش آمده، اصلاً «مشكل» نيست، چرا كه اسم وبلاگها «منحصر به فرد» نيستن و مي‌تونن شبيه به هم باشند. اما من به اين امر معتقد نيستم. به نظر اسم وبلاگ‌ها منحصر به فرد هستن، همون‌طور كه آدرس دومين‌شون منحصر به فرد هستن. مثلاً من با شنيدن نام «وب‌نوشت» به ياد ابطحي مي‌افتم، يا وقتي صحبت از «سردبير:خودم» ميشه به ياد حسين درخشان مي‌افتم، چرا كه نام و آدرس وبلاگ‌هاشون منحصر به فرده.
خوب يا بد، دوست داشتم كه «بلاگ‌نوشت» در انحصار خودم باشه. چرا كه براي انتخاب اين اسم بارها گزينه‌هاي مختلف رو مورد جستجو قرار دادم تا تكراري نباشن. در سرويس‌دهنده‌هاي رايگان هم تند تند دومين blognevesht رو ثبت مي‌كردم تا يه «بلاگ‌نوشت» ديگه متولد نشه! اين كار رو در مورد «بلاگفا» هم انجام داده بودم، اما انگار بلاگفا بعد از مدتي وبلاگهاي غير فعال رو پاك ميكنه و به همين دليل هم ايشون تونستن اين نام رو به ثبت برسونن.
اما به هر حال كاريه كه شده و فكر كنم اگه كسي هم اين وسط سود برده، اون منم! چون هم نوشته‌هاي اين خانوم در بلاگفا پرمغزتره، و هم اين موضوع تلنگر محكمي به من زد تا هرچه سريعتر دات كام بشم…

قالب جديد

آوریل 25, 2006
خودم دوست دارم قالب «بلاگ‌نوشت» ساده باشه. فقط همين! برام زياد فرق نمي‌كنه كه ه رنگي باشه يا جاگذاري‌هاش چه جوري باشه و… فقط سادگيشه كه برام مهمه.
اما نمي‌دونم چرا هر كاري كردم نتونستم قالبي طراحي كنم كه تو Mozila FireFox هم درست نشون داده بشه. به همين دليل تصميم گرفتم از «سايكو» استفاده كنم و خيال خودمو راحت كنم. آخرش ايني شد كه مي‌بينين.
البته خودم چون از رنگها زياد سر در نميارم و حتي اسم خيلي‌هاشون رو هم بلد نيستم، زحمت رنگبنديش افتاد به دوست خوش سليقه‌ام حديث خانوم. كه واقعاً دستش درد نكنه.

وبلاگ از نگاه من

آوریل 15, 2006
خودم رو وبلاگ‌نويس خوبي نمي‌دونم. اما وبلاگ‌خوان خوبي هستم! خيلي دوست دارم وبلاگ‌هاي خوب رو بخونم و توشون گشت و گذار كنم. حتّي از نگاه كردن به وبلاگ‌هاي خوب لذّت مي‌برم.
ميگن ايران در بين كشورهاي جهان يكي از كشورهاييه كه بيشترين وبلاگها رو داره. اين خيلي خوبه. اما تا حالا توجه كردين كه حجم وسيعي از اين بيشترين‌ها رو چه جور وبلاگ‌هايي تشكيل ميدن؟ يه نگاهي به وبلاگهاي ايراني بندازين. خدائيش چند تا واقعاً وبلاگن؟ چندتاشون بعد از شش ماه دوباره آپ ميشن؟ آيا واقعاً اين صفحه‌هاي شلوغ و ژينگول مينگول كه توشون از آسمون برف مياد، زيرشون سوسك حركت مي‌كنه، يه جادوگر به شيشه مانيتور ميكوبه و خوش‌آمد ميگه، يه دفه زلزله مياد، نوشته‌ها از هر سمت به سمت ديگه در حال حركتن، توشون پر از GIFهاي متحركه و… اسمشون وبلاگه؟؟!!
من نه تنها اينا رو وبلاگ نمي‌دونم كه از خوندنشون چندشم ميشه! به نظر من وبلاگ يه صفحه ساده است نويسنده نوشته‌هاش يا مطالبي رو كه دوست داره توش قرار ميده. كه موضوع اين پست‌ها بسته به ذوق و سليقه نويسنده متفاوته و كاملاً هم شخصيه.
اما غير از پستها يه وبلاگ داراي بخش‌هاي ديگه اي هم هست كه در اونها اطلاعاتي كوتاه درمورد نويسنده، لينك‌ها و بنرهاي وبلاگ‌ها و سايت‌هايي كه نويسنده به اونها سر مي‌زنه، لينكدوني ـ شامل لينك خبرها و مطالبي كه براي نويسنده جالب بودن ـ، احياناً قسمتي براي نوشتن پستهاي روزانه كوتاه، و در انتها لوگوي سايت‌هايي كه مديريت و پشتيباني وبلاگ رو برعهده دارن و… يافت ميشه.
قالب وبلاگ هم بايستي تا اونجا كه مي‌تونه ساده باشه و حتي‌المقدور در طراحي اون از تصاوير كمتري استفاده بشه تا در هنگام باز شدن وبلاگ، بيننده دچار مشكل نشه.
البته هيچ ادعايي در مورد اينكه وبلاگم خوبه و تمام شرايط رو داره، ندارم. اما خيلي دوست دارم كه يه روز وبلاگم كامل بشه تا بتونم خودمو راضي كنم كه از سرويس‌دهنده‌هاي رايگاني مثل بلاگر دل بكنم و دات كام بشم! خيلي لطف مي‌كنين اگه در اين مسير كمكم كنين.

سرویس‌دهنده‌های ایرانی وبلاگ نه!!

آوریل 3, 2006
من همیشه یکی از مخالفان سرویس‌دهندگان داخلی وبلاگ مثل بلاگفا، بلاگ اسکای، میهن بلاگ، پرشیا بلاگ و… بوده‌ام. بسیاری از دوستان وبلاگ‌نویس اعتقاد دارند که این سرویس‌دهنده‌ها به دلیل پشتیبانی کامل از زبان فارسی و همچنین شناخت نیازهای کاربران فارسی‌زبان، خدمات بسیاری کاملتری را از سرویس‌دهنده‌های خارجی مثل بلاگر ارائه می‌دهند. که با نگاهی ساده به سیستم پردازشگر متن بلاگر و هر یک از سرویس‌دهنده‌های فارسی‌زبان می‌توان به این موضوع پی برد.امّا به نظر من همه سرویس‌دهندگان داخلی خشت اول را بد نهاده‌اند!اگر نگاهی به تعاریف مختلف وبلاگ بیاندازیم، در خواهیم یافت که همه آنها در این اصل توافق دارند که «وبلاگ یک رسانه شخصیِ بدون مرز است». بر پایه این اصل می‌توان نتیجه گرفت که گستره جغرافیایی وبلاگ تا آنجا گسترده است که فکر بلاگرش را یاراست. وبلاگ با توجه به این تعریف نمود بارز آزادی رسانه‌ای است، و هیچ قید و بندی را در آن راه نیست.سرویس‌دهندگان خارجی وبلاگ، (که من «بلاگر» را به همه آنها ترجیح می‌دهم) به این اصول کاملاً پایبند هستند و برای بلاگرهایی که از سرویس‌های آنها استفاده می‌کنند نه کلاماً و نه عملاً هیچگونه محدودیتی قائل نمی‌شوند.ولی در مورد سرویس‌دهندگان داخلی، در همان هنگام ِ ثبت‌ وبلاگ، شما مجبورید تا با این اصل موافقت کنید که «در چهارچوب قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت نمائید»!به نظر من وبلاگی که در چنین سرویس‌دهنده‌ای ثبت گردد یک وبلاگ تمام معنا، یعنی وبلاگی که بدون مرز هست، نمی‌تواند باشد. چنین وبلاگی را شایسته است اینگونه تعریف کنیم: «رسانه شخصیِ ایرانی»! که تا حدودِ زیادی «شخصی بودنش» هم زیر سوال است.این‌چنین است که من خدمات ساده بلاگر را به تمام زرق و برق‌های سرویس‌دهنده‌های ایرانی ترجیح می‌دهم. گرچه شخصاً معتقدم که وبلاگ را نبایستی با سایت شخصی اشتباه گرفت. به نظر من وبلاگ هر چه ساده‌تر باشد، کامل‌تر است.

پاسخ بلاگفا به اين مطلب:

آقاي عليرضا شيرازي (از مسئولين بلاگفا) لطف نمودند و به مطلب من پاسخ دادند، كه بنا بر پاسداشت حقوق ايشان، من نظر ايشان را در اين رابطه عيناً در زير مي آورم:

با سلام و تشکر از توجه شما
حقیقت این است که ما در ایران زندگی میکنیم. آیا اگر شما در ایران زندگی میکنید و مثلا وبلاگی سیاسی و مخالف نظام دارید حاضرید با هویت اصلی و آدرس خود بنویسید؟ قول دارید که در صورت هر گونه مشکلی اول از هم این تیم بلاگفا هست که به مراجع قضائی فراخوانده میشود و همانطور که در اخبار سایت اشاره شد دقیقا چنین مسائلی پیش آمده است.در عین حال بلاگر هم تحت قوانین آمریکا فعالیت میکندو اگر مراجع قضائیی آمریکا مثلا از ایشان بخواهند تا وبلاگی را مسدود کند قطعا ناچار به چنین کاری هست همانطور که مثلا در مورد یاهو، گوگل و مایکروسافت شاهد ین مسائل بوده ایم. پس آیا اینکه ما تحت قوانین یک کشور که ساکن ان هستیم اشتباه است حتما دیگران از جمله بلاگر هم چنین اشتباهی کرده است.شاید تنها گله این باشد که شم با قوانین ایران مشکل دارید که خوب بحث آن در اینجا نیست و درواقع مشکل شما با جای دیگری است و نه با سرویسهای وبلاگ فارسی.بد نیست به این آدرس بلاگر هم نگاهی بیاندازید.

موفق باشید

علیرضا شیرازی

Blogger، برترین ابزار وبلاگی ۲۰۰۶

مارس 17, 2006
وقتی خبر برگزیده شدن Blogger بعنوان برترین ابزار وبلاگی سال 2006 را در "کوچه" خواندم، خیلی خوشحال شدم. واقعاً حقش بود که چنین جایگاهی پیدا کند. من معمولاً به تمام ابزارهای وبلاگی سر می زنم و در آنها حساب باز می کنم تا ببینم روش کار با آنها چطور است. با اینکه Blogger شاید از یک نظر از همه آنها امکانات کمتری برای مدیریت وبلاگ در اختیار کاربرانش قرار می دهد، اما من آنرا به سایر ابزارها و سرویس دهندگان وبلاگی ترجیح میدهم. شاید به این دلیل باشد که من به تعریف اولیه وبلاگ پایبندم؛ به نظر من وبلاگ تنها یک دفترچه یادداشت الکترونیکی شخصی است. شما نمی توانید از دفترچه شخصی تان بعنوان یک دفترکل استفاده کنید! به عقیده من وبلاگ باید ساده باشد، نه پر از زرق و برقهای آنچنانی که بعضی ها به آن می افزایند. شاید به خاطر همین سادگی باشد که از Blogger خوشم می آید.
به هر حال بر خود واجب می دانم که از Blogger برای امکاناتی که در اختیارم قرار داد تشکّر کنم و نائل شدن به این جایگاه را نیز تبریک بگویم.