Posts Tagged ‘سیاست’

شعبان بي‌مخ

اوت 21, 2006
شعبان جعفري معروف به شعبان بي‌مخ از وقتي نامش با تاريخ ايران زمين عجين شد كه يك شب پس از مستي، ناآگاهانه به تماشاخانه فردوسي رفت و تئاتر مردم به كارگرداني عبدالحسين نوشين را به هم ريخت و بدين ترتيب دربار را دلگرم نمود.
بعدها بارها بخاطر خرابكاري‌هايش به زندان افتاد، تا اينكه آخرين بار در واقعه 9 اسفند 1331 كه شاه بطور نمايشي قصد ترك كشور را داشت، شعبان به بهانه نگه داشتن شاه با دار و دسته‌اش به خانه مصدق هجوم برد و بار ديگر بازداشت شد.
اما روز 28 مرداد، كودتاچيان به او نيازمند شدند و او را از زندان بيرون كشيده و مسئوليت راه‌اندازي اوباش را به او سپردند. و اين‌چنين حكومت مصدق سرنگون شد و شاه به كشور بازگشت. و شعبان بي‌مخ يكي از پايه‌هاي قدرت شد!
شعبان بي‌سواد و نادان كه فقط از روي قدرت به قضاوت مي‌نشست و نوكري قدرتمداران را مي‌نمود، بعدها كه دوره‌اش به پايان رسيد، به كناري انداخته شد. او نمي‌دانست كه افرادي همچون او حتي توسط صاحبان‌شان هم جدي گرفته نمي‌شوند و فقط ابزار دست هستند. مقام اين دوستان نادان، حتي از شمنان دانا هم پست‌تر است.
اما شايد جالب‌ترين نقطه زندگي شعبان جعفري روز مرگش باشد! او كه نامش با 28 مرداد 32 به اوج رسيد، امسال درست در همان روز چشم از جهان فروبست!

تحليل نيوزويك درباره وبلاگ احمدي‌نژاد

اوت 20, 2006
چرا آقاي رئيس جمهور تصميم گرفتند كه يك دفتر يادداشت آن‌لاين داشته باشند؟
رهبران كشورها به ندرت وقت آزاد براي وبلاگ‌نويسي پيدا مي‌كنند. اما محمود احمدي‌نژاد مي‌خواهد اين وضع را تغيير دهد. رئيس جمهور ايران هفته قبل شروع به نوشتن وبلاگي در آدرس www.ahmadinejad.ir نمود كه مزين است به عكسي از او در حاليكه يقه پيرهنش باز است ]![ و قلمي بدست دارد. و تعجب برانگيز نيست كه اين وبلاگ در همين مدت كوتاه چنان سروصدايي به پا كند كه خيلي از بلاگرها آرزويش را دارند!
در طي همين چند روزي كه از اولين پست رئيس‌جمهور مي‌گذرد، Technorati – موتور جستجوي وبلاگها كه در سان‌فرانسيسكو مستقر است ـ به آن امتياز 3722مين وبلاگ را از بين 50 ميليون صفحه وب داده است.
اما شايد مهمترين پرسش اين باشد كه پشت اين كار چه هدفي نهفته است. واضح است كه سايت براي مخاطبان بين‌المللي طراحي شده است. سايت علاوه بر آنكه به زبان فارسي منتشر مي‌گردد، دسترسي به زبانهاي عربي و انگليسي نيز در آن وجود دارد، ضمن آنكه ترجمه فرانسوي مطالب هم در راه است.
با توجه به نزديك شدن به 31 آگوست كه بعنوان پايان ضرب‌العجل تعيين شده توسط شوراي امنيت براي متوقف ساختن فعاليتهاي هسته‌اي براي ايران مي‌باشد، چنان جاي تعجبي ندارد كه احمدي‌نژاد در پي جمع‌آوري يك موافقت در بين افكار عمومي جهان نسبت به خود مي‌گردد.
واضح است كه توسط يك رسانه جمعي جديد، احمدي‌نژاد مي‌خواهد پيام خود را به تمام دنيا ابلاغ كند. همچنين وبلاگ، با گستردگي و تجددي كه دارد، مي‌تواند راه نويني باشد براي ارسال پيام براي دسته خاصي از مخاطبان مهم كه همان جوانان هستند.
ماني منجمي، وبلاگ‌نويس تهراني، مي‌گويد: «او تلاش مي‌كند تا با مردمي سخن بگويد كه از طريق ساير رسانه‌ها همچون تلويزيون و روزنامه به او توجهي نمي‌كنند.» وبلاگ‌نويس تهراني ديگري كه بدليل فيلتر بودن وبلاگش براي مدت شش ماه، نخواسته نامش فاش شود، مي‌گويد كه احمدي‌نژاد در تلاش است تا راهي پيدا كند كه نشان دهد زندگي جوانان برايش اهميت دارد و به فكر آنان است.
اما آيا جوانان ايراني به اين ابراز علاقه پاسخ مثبت خواهند داد؟
نخستين پست احمدي‌نژاد متن بلندي است درباره داستان بيداري ديني و سياسيش، برخاستنش از خانواده‌اي روستايي و تنگ‌دست، و تشريح اينكه چگونه شاه و روساي خارجيش مي‌كوشيدند تا ايران را به غربزدگي بكشانند و چگونه آيت‌اله خميني اين توطئه را ناكام گذاشت.
همچنين از اين متن استباط مي‌شود كه احمدي‌نژاد يكي از دانش‌آموزان استعدادهاي درخشان بوده است، يك ديندار عملگرا و يكي از اعضاي گارد نخبگان انقلاب در جنگ ايران و عراق.
حسين درخشان، يكي از وبلاگ‌نويسان مطرح ايراني كه اكنون در تورنتو مستقر است، گمان مي‌كند كه اغلب ايراني‌ها وبلاگ احمدي‌نژاد را كاملاً باب روز خواهند يافت.
اما قالب كلي وبلاگ شبيه وبلاگهاي متداول نيس و تفاوتهايي دارد. در آن لينكهايي به سايتهاي رسمي و دولتي وجود دارد كه به وبلاگ حال و هواي حكومتي مي‌بخشد. مخصوصاً كه لينك ساير وب‌سايتها و بخصوص وب‌سايتهاي مخالف در آن ديده نمي‌شود.
پست طولاني احمدي‌نژاد هم خوانندگان ويژه‌اي مي‌طلبد ولي وي براي حل اين مشكل در همان پست وعده داده است كه در آينده «كوتاه‌تر و ساده‌تر» بنويسد و «به اميد خدا» سخنانش را در كمتر از يك ربع تمام كند.
در نظر گرفتن آزادي بيان هم در اين وبلاگ قابل تأمل است. خوانندگان اين شانس را دارند كه نظرات خود را بگذارند، البته با توجه به اينكه قبل از انتشار، نظراتشان بايستي تائيد گردد.
احمدي‌نژاد در وبلاگش به نظرسنجي هم مي‌پردازد. او مي‌پرسد: «آيا فكر مي‌كنيد آمريكا و اسرائيل از حمله به لبنان قصد راه انداختن جنگ جهاني ديگري را دارند؟». خوانندگان به اين بخش علاقه خاصي نشان داده‌اند، و تا روز چهارشنبه بيش از 215000 نفر راي دادند، و 51 درصدشان گفتند نه!
از نگاه درخشان اين مي‌تواند نشانه خوبي باشد. وقتي كه او در زمان انتخابات رياست‌جمهوري به ايران برگشته بود، توسط ماموران امنيتي بخاطر نوشته‌هايش در وبلاگ مورد بازجويي قرار گرفت. حالا كه احمدي‌نژاد به دنياي وبلاگ‌نويسي وارد شده است، درخشان اميدوار است كه تهران كمتر وبلاگ‌ها را فيلتر كند و صاحبانشان را بازداشت نمايد.

منبع: NewsWeek
ترجمه آزاد از خودم!

آقاي رئيس‌جمهور و شبكه CBS

اوت 19, 2006
وقتي قسمتهاي انتخابي و مونتاژ شده مصاحبه احمدي‌نژاد با شبكه CBS آمريكا را كه بعنوان دموي تبليغاتي پخش مي‌شد، ديدم، تصوّرم اين بود كه اين مصاحبه، تبليغي براي آقاي رئيس‌جمهور است، خصوصاً با ظاهر مات و مبهوت مصاحبه‌كننده و تمجيداتي كه وي از رئيس‌جمهور ما مي‌كرد. ولي وقتي كه مصاحبه را بصورت كامل ديدم، واقعاً خنده‌ام گرفت!!
به نظر من اين مسخره‌ترين مصاحبه‌اي بود كه مي‌توانست باشد! نه تيم پرسش‌كننده توانايي لازم را داشتند، و نه احمدي‌نژاد پاسخ‌هاي منطقي و روشني ارائه مي داد. شايد اعضاي تيم ‍CBS طور ديگري روي رئيس‌جمهور ملت ايران حساب باز كرده بودند، و تصور انجام مصاحبه منطقي‌تري را داشتند و دليل مبهوت شدن‌شان هم از همين‌رو بوده است!
آقاي رئيس‌جمهور، در اين مصاحبه بار ديگر بوش را به رعايت تقوا و پيش‌گرفتن ايمان دعوت كردند و خواستند تا با اين كار افق جديدي به روي آقاي بوش و اطرافيان ايشان بگشايند. چرا كه دلشان به حال ايشان مي‌سوزد و نمي‌خواهند ايشان را در فلاكت و بدبختي ببينند. همچنان كه الآن هم طبق آمارهايي كه آقاي رئيس‌جمهور ارائه كرده‌اند، آمريكا يكي از بدبخت‌ترين كشورها از نظر سواد، بهداشت، تغذيه و… است! و اينها همه از نشانه‌هاي شروع عذاب دنيوي براي آمريكايي‌هاست!
اما نكته جالب ديگر در پاسخ‌هاي آقاي رئيس‌جمهور، جوابهاي سربالاي ايشان در مورد مسائل هسته‌اي و شواهدي كه بر طبق آن ايران را تروريست مي‌نامند، بود. تا آنجا كه اگر يك ناآشنا اين سخنان را از زبان رئيس‌جمهور مملكت ما بشنود، چنين برداشت مي‌كند كه ما فقط شعار صلح و دوستي مي‌دهيم ولي در عمل به‌گونه‌اي ديگر رفتار مي‌كنيم.
ولي با همه اينها وقتي چهره پر از غرور آقاي رئيس‌جمهور در حين و بعد از مصاحبه را مي‌ديدم، باور كردم كه ايشان يه حرفهايي كه مي‌زنند به واقع ايمان راسخ دارند!
نمي‌دانم چه بگويم! جز اينكه از خداوندگار بخواهم كه همه افراطيون را سرجايشان بنشاند، چه در آمريكا در ايران!

پ.ن: ورود آقاي رئيس‌جمهور را به جمع وبلاگ‌نويسان تبريك عرض مي‌كنم! اميدوارم كه اين كار در جهت حمايت از فرهنگ وبلاگ‌نويسي رخ داده باشد، نه بر عليه آن!
راستي! وبلاگ يك رسانه عمومي است كه هر كسي مي‌تواند از آن بهره ببرد. نه ارثيه پدر ماست و نه ارثيه پدر كس ديگر!

جنگ بي‌فرجام

اوت 14, 2006
موضوع از آنجا شروع شده بود كه پس از خروج نيروهاي اسرائيلي از خاك لبنان در سال 2000 ميلادي، اسرائيل و حزب‌الله به واسطه آلمان جهت تبادل اسرا و كشته‌شدگان با هم به مذاكره پرداختند.
ليست اسرا بين طرفين رد و بدل گرديد، و قرار شد هر دو طرف اسيران را طبق ليست به آلمان تحويل دهند. حزب‌الله تمام اسيران اسرائيلي را تحويل داد، اما اسرائيل خيانت كرد و سه تن از اسرا را تحويل نداد.
در همان زمان دبيركل حزب‌الله قول داده بود كه اين خيانت اسرائيل را پاسخ خواهد گفت و با به اسارت گرفتن سربازان اسرائيلي، مابقي اسرا را هم پس خواهد گرفت.
و بالاخره امسال اين امر صورت گرفت و دو سرباز اسرائيلي به اسارت نيروهاي حزب‌الله درآمدند. وزير امورخارجه اسرائيل از اين فرصت بدست آمده بهره جست و آنرا موقعيتي براي نابودي كامل حزب‌الله خواند. اما از سوي ديگر سيّدحسن نصرالله آنرا پاسخي به خيانت قبلي اسرائيل ناميد و گفت كه خواهان جنگ نيست ولي اگر اسرائيل خواهان آن باشد، تا هر كجا كه بخواهد مي‌تواند پيش رود و آمادگي نيروهاي مقاومت را اعلام داشت.
جنگ سر گرفت. اسرائيل از زمين و هوا و دريا به لبنان يورش برد. و مثل هميشه بيشتر از نظاميان به قتل‌عام غيرنظاميان روي آورد، و زيرساختهاي لبنان را نابود كرد. با اين هدف كه حزب‌الله را براي هميشه نابود سازد.
اما حزب‌الله خارج از تصوّر ظاهر شد و به تمام حملات اسرائيل، پاسخ گفت و جلوي پيشروي آنها را گرفت. حزب‌الله تا آنجا پيش رفت كه وزير امور خارجه اسرائيل معترف شد كه از طريق نظامي نمي‌توان حزب‌الله را خلع سلاح نمود. و با آنكه در ابتدا به هيچ وجه حاضر به پذيرفتن صلح نبود، با تصويب قطعنامه 1701 شوراي امنيت، پس از يكماه جنگ بي‌فرجام، آنرا پذيرفت و تن به صلح داد.
حزب‌الله براي برگرداندن سه اسير، هزاران تن از مردم لبنان را قرباني نمود، و اسرائيل در جنگي كه براي نابودي حزب‌الله آغاز نموده بود، حتي نتوانست دو اسير خود را پس بگيرد!
اين بود همه جنگ بي‌فرجامي كه سي‌وسه روز مردم بي‌گناه در آتشش سوختند!

جهان مسخره ما

اوت 13, 2006

پس از يكماه تاخير، بالاخره شوراي امنيت سازمان ملل قطعنامه‌اي را براي برقراري آتش‌بس بين اسرائيل و لبنان به تصويب رساند. قطعنامه‌اي كه شايد اگر توفيقات حزب‌الله در متوقف ساختن ارتش اسرائيل از رسيدن به اهدافش نبود، به اين زودي‌ها به تصويب نمي‌رسيد.
حالا اسرائيلي كه از طريق حملات نظامي نتوانست به اهدافش برسد و آن‌گونه كه قولش را داده بود حزب‌الله لبنان را 48 ساعته نابود سازد، تصميم گرفته تا از طرق سياسي و باز هم به كمك هم‌پيمانش، آمريكا، اين‌گونه وانمود كنمد كه پيروز جنگ بوده است! گرچه همه مي‌دانند كه نتيجه بدست آمده در اين درگيري‌ها، براي ارتشي كه خود را چهارمين نيروي نظامي دنيا مي‌داند، بسيار وحشتناك بوده است. توجه داشته باشيد كه نيروهاي اسرائيلي در درگيري‌هاي زميني اكثراً در مقابل نيروهاي حزب‌الله تن به شكست داده‌اند و مجبور به عقب‌نشيني شده‌اند. تنها برتري نيروهاي صهوينيست دارا بودن نيروي هوايي بوده كه از آن طريق انتقام شكست‌هاي خود را با بمباران كردن زيرساختهاي شهري و روستايي و كشتن مردم بي‌گناه مي‌گرفتند.
اما به هر حال با وجود آنكه قطعنامه شوراي امنيت به نفع اسرائيل تنظيم شده است، حزب‌الله و دولت لبنان آنرا پذيرفتند و نشان دادند كه برخلاف تبليغات رسانه‌هاي غربي، جنگ‌طلب نيستند. ولي از سوي ديگر، اسرائيل براي پذيرفتن آن چند روزي فرصت خواسته تا به قول خودشان در اين فرصت شكست سنگيني بر پيكره حزب‌الله وارد نمايند تا نتواند خود را پيروز جنگ معرفي كند! چنين رفتارها و اظهارات واقعاً كودك‌مآبانه و مسخره هستند كه بيش از پيش ضعف ابرقدرتهاي نظامي را با وجود همه تسهيلاتشان نشان مي‌دهند، كه غرورشان نمي‌گذارد شكست را بپذيرند و چون گرگ زخم خورده در پي انتقام‌گيري برمي‌آيند، و در كنار همه اين واقعيات باز هم خود را مبارزان تروريسم مي‌نامند و پرچم‌دار صلح جهاني !! واقعاً كه جهان مسخره‌اي داريم…

پ.ن: از جنگ و خونريزي هم كه بگذريم، مي‌بينيم كه جهان ما فقط در روزهاي جنگ مسخره نيست، حتّي روزهاي صلحش را هم ما با كارمان مسخره مي‌كنيم! ديشب برنامه «مهرباني» شبكه سه، صداي پدر پير رنج‌ديده‌اي را پخش كرد كه از بي‌مبالاتي پسرش شكوه مي‌كرد. پسري كه هشت سال به ديدنش نرفته بود و او را چشم انتظار ديدن روي فرزند و نوه‌هايش قرار داده بود. آه كه چقدر زجه‌هايش دردناك بود!
واقعاً چرا بايد چنين باشيم؟! چرا نمي‌توانيم خوب باشيم؟! چرا جهان‌مان را اينقدر زشت مي‌كنيم؟!
باور كنيد كه جهان م زيباست، اگر «ما» زيبا بيانديشيم…

اسرائيل: بزرگترين تروريست دنيا

اوت 1, 2006
به قول معاون وزير خارجه آمريكا، بالاخره تلاش ايران براي ايجاد شكاف در ميان قدرتهاي بزرگ ناكام ماند و شوراي امنيت سازمان ملل با 14 راي موافق، قطعنامه‌اي عليه ايران تصويب كرد كه بر طبق آن بايستي تمام فعاليتهاي مربوط به غني سازي را تا 31 آگوست (9شهريور) متوقف كند.
اين اقدام شوراي امنيت بر عليه ايران ـ كه به نوعي آينده‌نگري اعضاي صلح دوست آنرا مي‌رساند! ـ در حالي صورت گرفت كه اين شورا در برابر نسل‌كشي لبناني‌ها در روستاي قانا توسط يكي از ابرقدرتهاي هسته‌اي دنيا، تنها به صدور يك بيانيه كه هيچ ضمانت اجرائي‌اي ندارد، بسنده كرده است.
من به هيچ‌وجه طرفدار اقدامات ايران براي دستيابي به سلاح‌هاي كشتار جمعي نيستم. ولي برخوردهاي دروغ‌مآبانه ابرقدرتهاي غربي را هم در مواجهه با حوادث بين‌المللي اصلاً نمي‌پسندم. بدون شك عقل حكم مي‌كند كه قبل از آنكه به آينده چشم داشته باشيم، مشكلات حالمان را حل كنيم. چرا كه ممكن است اين مشكلات روز به روز حادتر شوند و اصلاً نگذارند آينده‌اي فرا رسد!
در حاليكه اسرائيلي‌ها روز به روز از نظر تسهيلات نظامي و هسته‌اي قدرتمندتر و به همان موازات از نظر پاسخگو بودن و اجراي منشور حقوق بشر، بي‌بند و بارتر و بدون افسارتر مي‌شوند، جامعه جهاني به رهبري ابرقدرتهاي سياستمدار به بهانه مبارزه با تروريست به جان گروهكها و احزاب كوچك درون كشورها افتاده‌اند و قصد نابودي آنها را دارند. گيرم كه حزب‌الله تروريست باشد، آيا هيچ وقت مي‌تواند خطري را كه اسرائيل براي جهان دارد، به ارمغان آورد؟! آيا هيچ‌گاه مي‌تواند نسل‌كشي‌هايي همچون واقعه قانا پديد آورد؟!
بسيار ساده‌انگارانه است كه مشكل اصلي را حزب‌الله بدانيم و فكر كنيم كه اگر حزب الله نبود، هرگز اسرائيل به لبنان و سوريه حمله نمي‌برد! خودمان را گول نزنيم! حتي اگر حزب الله يك گروهي تروريستي باشد باز دليلي نمي‌بينم كه اسرائيل براي از بين بردن آن زيرساختهاي لبنان را نابود كند، و به كشتن زنان و كودكان بيگناه بپردازد.
برخلاف آنچه كه شايد از نظرات من برآيد، نه تنها من حامي حزب الله نيستم، بلكه خواهان خلع سلاح آن و واگذاري تسهيلات نظامي آن به دولت لبنانم، البته به وقتش! همچنين با هر گونه جنگي كه به هر دليلي شعله‌ور مي‌گردد، كاملاً مخالفم. اما در اين نبرد نابرابر اگر قرار باشد يك طرف محكوم گردد، بدون شك آن اسرائيل است كه هر روز جنايات وحشيانه‌تري را موجب مي‌گردد و اثبات مي‌كند كه تروريست‌ترين كشور دنياست!

حزب الله پيروز است

ژوئیه 30, 2006
جنگ نابرابر زورگویان صهوینیست با مظلومان لبنانی، هفته سوم خود را سپری می کند. اسرائیلی ها با تمام تجهیزات پیشرفته خود به بهانه نابود کردن حزب الله به لبنان هجوم آورده اند و در این کشور دریایی از خون زنان و کودکان بیگناه براه انداخته اند. و حزب الله که تنها نیروی مقاوم لبنان در برابر این حملات وحشیانه است، با اندک تجهیزات خود، مردانه از خاک کشورش و مردان و زنان بیگناه آن حمایت میکند. بدون شک مقاومت حزب الله یکی از بی نظیرترین ایستادگیها در لبنان و نیز در میان اعراب، تاکنون بوده است. اگر جنگ امروز تمام شود، یا آتش بس برقرار گردد، بدون تردید، برنده آن حزب الله خواهد بود، و حتی اگر نبرد ادامه یابد، نمیتوان چشم انداز روشنی برای اسرائیل متصور شد.
و همین واقعیات نشان میدهد که اسرائیل که با هدف نابودی حزب الله و صلب مشروعیت از آن جنگ را شروع کرده بود، ناموفق مانده است، علاوه بر انکه خبرها حاکی از آن است که محبوبیت حزب الله روز به روز حتی در بین غیرمسلمانان لبنانی نیز افزایش می یابد.
اما این جنگ از منظری دیگر، باز میدانی شد که اعراب محافظه کاری و شیعه ستیز بودن خود را به اثبات برسانند، و حامیان دروغین حقوق بشر نشان دهند که حقوق بشری که آنها از آن سخن میگویند، برای همه نیست!

نظرسنجی زاگبی از ایرانیان

ژوئیه 15, 2006
اخیراً موسسه بین المللی Zogby یک نظرسنجی متنوع از ایرانیان انجام داده است و گوشه ای از نتایج بدست آمده در آن را در سایت خود منتشر نموده و قرار است در ماه میلادی آینده (آگوست) هم آنرا در نشریه Reader’s Digest منتشر نماید.
قبل از آنکه گزارش زاگبی از این نظرسنجی را بخوانید، بد نیست اندکی از این موسسه نظرسنجی برایتان بگویم.

Zogby International یک موسسه نظرسنجی بین المللی است که تجربه نظرسنجی در داخل 65 کشور و همچنین نظرسنجی های جهانی را دارد. ویژگی بارز این موسسه نظرسنجی در نقاط سخت دسترسی همچون آفریقا، خاورمیانه و چین است. این موسسه، بعنوان یکی از رهبران صنعت افکارسنجی دنیا، همواره کوشش می کند که از آخرین متد و تکنولوژیها در این زمینه بهره گیرد. برای نمونه این موسسه برای افکارسنجی های دقیق در انتخاباتهای مختلف سیاسی آمریکا، از تکنولوژی های آن لاین بهره جسته است. زاگبی دفاتری در نیویورک، واشنگتن، دبی امارات متحده عربی دارد. وب سایت رسمی این موسسه www.zogby.com میباشد.

Reader’s Digest یک نشریه عمومی و فروشنده محصولات اطلاعات عمومی برای همه سنین در تمام نقاط دنیاست. حدود 80 میلیون نفر در بیش از 60 کشور دنیا این نشریه را که پر تیراژترین نشریه جهان محسوب میشود مطالعه می کنند. این نشریه به 21 زبان رایج دنیا چاپ میگردد و گاهی تا چاپ پنجاهم نیز میرسد. وب سایت رسمی این نشریه www.rda.com میباشد.

اما آنچه در زیر می آید، ترجمه تحت الفظی من از گزارش زاگبی از نظرسنجی اخیر خود درباره ایران است.

در حالیکه برنامه های هسته ای ایران در سرتیتر مهمترین خبرهای دنیا قرار دارند، براساس نظرسنجی ها، 41% ایرانیان معتقدند که فعالیتهای اقتصادی دولت، مهمتر از دستیابی به انرژی هسته ای است و نباید فدای آن شود. ولی شمار کمتری (27%) گفتند که اولویت اول کشور بایستی توسعه زرادخانه سلاحهای هسته ای باشد. 23% از جامعه آماری نیز مهمترین هدف دولت را توسعه آزادیهای شهروندی میدانستند.
این آمارها توسط موسسه زاگبی درباره موضوعات متنوعی از جمله سیاستهای هسته ای و منطقه ای ایران، آمریکا، اسرائیل و ملل دیگر، فرهنگ و… از 810 جوان ایرانی با 5/3 +- % خطا گرفته شد. نتایج این آمار در شماره آگوست مجله Reader’s Digest منتشر خواهد شد. و نتایج کامل بصورت آن لاین در سایتهای نشریه و موسسه زاگبی قابل مشاهده هستند.
بر طبق این نظرسنجی ایرانیان معتقدند که کشورشان بایستی رهبری منطقه را چه بصورت سیاسی و چه نظامی در دست داشته باشد. 56% این نظر را دارند و فقط 12% معتقدند که این قدرت نباید در دست کشورشان باشد.
31% میخواهند که ایران غیر مذهبی تر و لیبرال تر شود، و تقریباً با درصد مشابهی، حدود 36% خواهان آنند که ایران مذهبی تر و محافظه کارتر شود.
روی یک موضوع، اکثر ایرانیان بدون توجه به سن و جنسیت، توافق دارند. که اسرائیل رژیمی غیر مشروع است و نباید وجود داشته باشد. 67% از ایرانیان موافق این موضوعند و فقط 9% هستند که مخالفت میکنند.
با وجود کشمکش های طولانی بین ایران و ایالات متحده آمریکا، اکثر ایرانیان ـ نزدیک به دو سوم ـ معتقدند که در دهه آینده دو کشور وارد جنگ نخواهند شد.
مردان ایرانی بیشتر از زنان علاقمند هستند که کارهای اقتصادی بهبود یابند. 47% مردان اعتقاد دارند که اقتصاد بایستی بعنوان اولین اولویت دولت باشد. در حالی که 33% از زنان موافق این ایده اند.
اکثر اعضای جامعه آماری اعتقاد داشتند که با توسعه دانش هسته ای، کشور مجبور میشود هزینه گزاف تورم اقتصادی را بپردازد. و در صورتی که سازمان ملل بر علیه ایران قطعنامه صادر نماید، 25% آمریکا را مقصر این امر میدانند.نزدیک به 40% مطمئن نیستند که چه کسی مقصر است. و فقط یک ششم، دولت خود را مقصر میدانند.
اگر ایران به سلاح هسته ای دست یابد، 25% معتقدند که خاورمیانه مکان امن تری خواهد شد، اما 35% عقیده مخالف دارند.
وقتی در مورد آمریکا صحبت میشود، شکاف عمیقی بین نسلها پیش می آید. مسن ترها بیشتر از جوانها، مردم و جامعه آمریکا را می پسندند. جان زاگبی رئیس CEO موسسه زاگبی اینترنشنال معتقد است که این شکاف بین نسلها، به این خاطر است که در دو دهه گذشته آمریکائیها کمتر در معرض دید ایرانیان بوده اند.
جوان‌ها و مسن‌ها علاقمند به جامعه محافظه‌کارتر و مذهبی‌تر هستند، اما سنین بین 39 تا 40 بیشتر تمایل به جامعه لیبرال‌تر و سکولار‌تر دارند. 15% از ایرانیان هم اعتقاد دارند که فرهنگ جامعه همین‌طور که هست باید باقی بماند. در این بین زنان بیشتر علاقمند به جامعه لیبرال و سکولار هستند.
در بین آن دسته از ایرانیانی که به اینترنت دسترسی داشتند، 41% خواستار فرهنگ مذهبی تر بودند، در مقایسه با 33% که خواهان جامعه‌ای سکولارتر هستند.
زاگبی می‌گوید: «این نظرسنجی اثرات 25 سال جدائی گذشته ایران از آمریکا را نشان می‌دهد. سوق یافتن جوانان ایرانی به سمت دولت، جدائی مردم و سیاستهای آمریکا، محافظه‌کاری بیشتر و بیشتر شدن احساسات ضد آمریکائی. این گروه جوان نسبت به آمریکایی‌ها و دولت آمریکا از ایرانیان مسن، منفی‌اندیش‌تر بودند. البته تکنولوژی‌های جدید، همچون تلویزیون‌های ماهواره‌ای و اینترنت می‌توانند بعنوان ابزارهایی برای اتصال ایرانیان با سایر ملتهای منطقه و غربیان بکار رود.»
این تکنولوژی‌ها می‌توانند روی ایرانیان تاثیر بگذارد. آن دسته از ایرانیانی که به اینترنت و تلویزیون‌های ماهواره‌ای د
ترسی دارند، خیلی بیشتر از آنهایی که دسترسی ندارند، آمریکا را پسند می‌کنند.
یک سوم از ایرانیانی که به اینترنت دسترسی ندارند (34%) آمریکا را کم ارزش می‌دانند که قابل تحسین نیست. اما در مقابل آنهایی که به اینترنت دسترسی دارند، یک پنجم‌شان (18%) چنین عقیده‌ای دارند. این‌چنین به نظر می‌رسد که دولت آمریکا بیشتر از سوی ایرانیانی مورد حمایت است که علاقمند به سکولاریسم و یا لیبرالیسم هستند.

برای اطلاع یافتن از آمار دقیق نظرسنجی و همچنین خرید کامل نظرسنجی‌ می‌توانید به سایت Zogby International مراجعه کنید.

لطفاً چشم‌هاتون رو بشوئيد!

مه 31, 2006
يه خصوصيتي اغلب مردم ايران دارن، كه براي من جاي سوال داره و اصلاً قابل هضم نيست!
همين كه يه كم صحبت‌هاي سياسي مي‌كني و مسئولين و دولتمردان رو به نقد مي‌كشي و از مشكلات‌شون مي‌گي و واقعيتهايي كه همه اونا رو مي‌بينن ولي جيك‌شون هم در نمياد رو به زبون مياري، اطرافيانت شروع مي‌كنن به نصيحت كردن كه «آخه اين حرفها به تو چه ربطي داره؟ به تو چي مي‌رسه؟ تو تنهايي چه مشكلي رو مي‌توني حل كني؟ مي‌گيرنت و خفه‌ات مي‌كنن! به خودت رحم كن» و هزار جور حرف و حديث ديگه.
من كه اصلآً معني اين حرفها رو نمي‌فهمم!
يعني چي كه «به من چه ربطي داره»؟! مگه من تو اين مملكت زندگي نمي‌كنم؟ مگه من يكي از سلول‌هاي «ايران» نيستم؟ اصلاً مگه من «انسان» نيستم؟ مگه من حقوق اجتماعي ندارم؟
يعني چي كه «به من چي مي‌رسه»؟! چرا همش نوك انگشت رو مي‌بينيم؟ چرا همه چيزو با سودهاي آني مي‌سنجيم؟ شايد اگه فلاني رأي بياره يا نياره، همون لحظه دست نكنه تو جيبمون و چيزي توش نزاره يا چيزي ازش برنداره! اما در دراز مدت و بطوري غيرمستقيم كاري مي‌كنه كه خودمون با دستهاي خودمون اين كار رو انجام بديم.

برادر عزيز! خواهر گرامي!
لطفاً چشم‌هاتون رو بشوئيد! سر خودتون رو شيره نماليد! دور و بر خودتون رو بهتر نگاه كنيد!
ارزش‌هاتون رو دست‌كم نگيريد. حقوق خودتون رو بهتر و بيشتر بشناسيد.
شما صاحبان اصلي همه چيزِ اين دنيا هستين. شما بايد آزاد باشيد. داشتن سرزميني آباد حق مسلم شماست. شما بايد صاحب زندگي راحتي باشيد، داشتن اين دغدغه‌هاي كاذب برازنده شما نيست. باور كنيد اينها آرزو و آرمان نيستن، اينها حقوق مسلم و غيرقابل انكار شماست. از شما اين حقوق رو غصب كردن و حالا شما خيلي راحت نشستيد و داريد زندگي‌تون رو مي‌كنيد!!… خيلي شرم‌آوره!!

دوست خوبم!
ما تنها نيستيم. ما هفتاد ميليون نفريم كه عده خيلي خيلي كمتري حقوق‌مون رو ازمون گرفتن و بين خودشون تقسيم كردن. اين غاصبين خيلي كوچكتر از اون هستن كه بتونن جلوي سيل هفتاد ميليوني بايستند. بزرگشون نكنيد. ازشون نترسيد. هيچ‌كس بزرگتر از ما نيست.
اگه امروز ما ضعيفيم، اگه بعضي از ماها رو خفه مي‌كنن، بعضي‌هامون رو تو زندان مي‌كنن، و… فقط خودمون مقصريم. چون ما ساكتيم. چون نشستيم و فقط پچ پچ مي‌كنيم!
ما خودمون، خومون رو به اين زندگي محكوم كرده‌ايم. همش تقصير خودمونه… بيائيد به خودمون رحم كنيم…

* (گرچه مي‌دونم كه گوش‌هاتون رو براي شنيدن اين حرف‌ها فيلتر كردين، اما حداقل من كمي سبك شدم!!) *

تعامل

مه 21, 2006
بالاخره بعد از مدتها بحث و جدل، اروپا پيشنهادات خود را براي حل مسئله هسته‌اي، به ايران ارائه كرد. به نظر من اين متن با آنكه براي ايران آرماني به نظر نمي‌رسد ولي تا حدود زيادي نسبت به ساير پيشنهادات منصفانه‌تر به نظر مي‌رسد.
پر واضح است كه براي حل مسئله هسته‌اي ايران كه امروز به يك رويداد فرا مرزي بدل گشته است، علاوه بر اينكه بايستي با تمام نيرو از حقوق ملّت ايران دفاع نمود، بايد به خواسته‌ها و نگراني‌هاي مشروع جامعه بين‌الملل هم توجه داشت و تمام توان را براي رفع ابهامات بكار گرفت.
اگر يك طرفه به قاضي نرويم و بعنوان يك مطلع بي‌طرف به اين موضوع بنگريم، مي‌بينيم كه نگراني‌هاي جهاني آنقدرها هم بي دليل نيست. كافيست نگاهي به سخنراني‌هاي سران كشورمان و پاره‌اي از عملكردهايشان بياندازيم، تا بر اين موضوع صحه نهيم. اما با اين حال، عملكرد دولتها دليل موجهي براي تضيع حقوق ملتها نيست. ايران، سرزمين مادري ماست. من و هر ايراني ديگري، بالفطره دوستش داريم و بر اين باوريم كه بايستي در راه پيشرفت گام بردارد. استفاده صلح‌آميز از انرژي هسته‌اي هم يكي از آن دسته حقوقي است كه بدون چون و چرا حق مسلم ملّت ماست و ما مصرّانه خواهانش هستيم. البته به گمان من، ما موظفيم كه در اين راه به حقوق ساير ملّتها احترام گذاريم و دولت‌مان را وادار كنيم كه برنامه‌هايش را براي جهانيان شفاف‌سازي كند، و هماره كنترلش كنيم كه هيچ‌گاه از اين فناوري براي دستيابي به تسليحات كشتار جمعي استفاده ننمايد. و همين‌طور از ساير دول هم انتظار مي‌رود كه در اين زمينه منافع ملّي ما را در نظر گيرند و حقوق ايرانيان را فداي بازي‌هاي سياسي خود نكنند.
باشد كه چنين شود…

* امروز، پرونده دادگاه من و سه تن از دوستانم كه به جرم «اقدام عليه امنيّت ملّي» به دادگاه انقلاب فراخوانده شده بوديم، با وساطت برخي از مصلحين، به خوبي و خوشي بسته شد و ما تبرئه شديم. از تمام دوستاني كه در اين مدّت به صورت مستقيم يا غير مستقيم به ما كمك كردند، و يا با ابراز نگراني به ما دلگرمي دادند، صميمانه سپاسگزاريم.