Posts Tagged ‘بین الملل’

آقاي رئيس‌جمهور و شبكه CBS

اوت 19, 2006
وقتي قسمتهاي انتخابي و مونتاژ شده مصاحبه احمدي‌نژاد با شبكه CBS آمريكا را كه بعنوان دموي تبليغاتي پخش مي‌شد، ديدم، تصوّرم اين بود كه اين مصاحبه، تبليغي براي آقاي رئيس‌جمهور است، خصوصاً با ظاهر مات و مبهوت مصاحبه‌كننده و تمجيداتي كه وي از رئيس‌جمهور ما مي‌كرد. ولي وقتي كه مصاحبه را بصورت كامل ديدم، واقعاً خنده‌ام گرفت!!
به نظر من اين مسخره‌ترين مصاحبه‌اي بود كه مي‌توانست باشد! نه تيم پرسش‌كننده توانايي لازم را داشتند، و نه احمدي‌نژاد پاسخ‌هاي منطقي و روشني ارائه مي داد. شايد اعضاي تيم ‍CBS طور ديگري روي رئيس‌جمهور ملت ايران حساب باز كرده بودند، و تصور انجام مصاحبه منطقي‌تري را داشتند و دليل مبهوت شدن‌شان هم از همين‌رو بوده است!
آقاي رئيس‌جمهور، در اين مصاحبه بار ديگر بوش را به رعايت تقوا و پيش‌گرفتن ايمان دعوت كردند و خواستند تا با اين كار افق جديدي به روي آقاي بوش و اطرافيان ايشان بگشايند. چرا كه دلشان به حال ايشان مي‌سوزد و نمي‌خواهند ايشان را در فلاكت و بدبختي ببينند. همچنان كه الآن هم طبق آمارهايي كه آقاي رئيس‌جمهور ارائه كرده‌اند، آمريكا يكي از بدبخت‌ترين كشورها از نظر سواد، بهداشت، تغذيه و… است! و اينها همه از نشانه‌هاي شروع عذاب دنيوي براي آمريكايي‌هاست!
اما نكته جالب ديگر در پاسخ‌هاي آقاي رئيس‌جمهور، جوابهاي سربالاي ايشان در مورد مسائل هسته‌اي و شواهدي كه بر طبق آن ايران را تروريست مي‌نامند، بود. تا آنجا كه اگر يك ناآشنا اين سخنان را از زبان رئيس‌جمهور مملكت ما بشنود، چنين برداشت مي‌كند كه ما فقط شعار صلح و دوستي مي‌دهيم ولي در عمل به‌گونه‌اي ديگر رفتار مي‌كنيم.
ولي با همه اينها وقتي چهره پر از غرور آقاي رئيس‌جمهور در حين و بعد از مصاحبه را مي‌ديدم، باور كردم كه ايشان يه حرفهايي كه مي‌زنند به واقع ايمان راسخ دارند!
نمي‌دانم چه بگويم! جز اينكه از خداوندگار بخواهم كه همه افراطيون را سرجايشان بنشاند، چه در آمريكا در ايران!

پ.ن: ورود آقاي رئيس‌جمهور را به جمع وبلاگ‌نويسان تبريك عرض مي‌كنم! اميدوارم كه اين كار در جهت حمايت از فرهنگ وبلاگ‌نويسي رخ داده باشد، نه بر عليه آن!
راستي! وبلاگ يك رسانه عمومي است كه هر كسي مي‌تواند از آن بهره ببرد. نه ارثيه پدر ماست و نه ارثيه پدر كس ديگر!

جنگ بي‌فرجام

اوت 14, 2006
موضوع از آنجا شروع شده بود كه پس از خروج نيروهاي اسرائيلي از خاك لبنان در سال 2000 ميلادي، اسرائيل و حزب‌الله به واسطه آلمان جهت تبادل اسرا و كشته‌شدگان با هم به مذاكره پرداختند.
ليست اسرا بين طرفين رد و بدل گرديد، و قرار شد هر دو طرف اسيران را طبق ليست به آلمان تحويل دهند. حزب‌الله تمام اسيران اسرائيلي را تحويل داد، اما اسرائيل خيانت كرد و سه تن از اسرا را تحويل نداد.
در همان زمان دبيركل حزب‌الله قول داده بود كه اين خيانت اسرائيل را پاسخ خواهد گفت و با به اسارت گرفتن سربازان اسرائيلي، مابقي اسرا را هم پس خواهد گرفت.
و بالاخره امسال اين امر صورت گرفت و دو سرباز اسرائيلي به اسارت نيروهاي حزب‌الله درآمدند. وزير امورخارجه اسرائيل از اين فرصت بدست آمده بهره جست و آنرا موقعيتي براي نابودي كامل حزب‌الله خواند. اما از سوي ديگر سيّدحسن نصرالله آنرا پاسخي به خيانت قبلي اسرائيل ناميد و گفت كه خواهان جنگ نيست ولي اگر اسرائيل خواهان آن باشد، تا هر كجا كه بخواهد مي‌تواند پيش رود و آمادگي نيروهاي مقاومت را اعلام داشت.
جنگ سر گرفت. اسرائيل از زمين و هوا و دريا به لبنان يورش برد. و مثل هميشه بيشتر از نظاميان به قتل‌عام غيرنظاميان روي آورد، و زيرساختهاي لبنان را نابود كرد. با اين هدف كه حزب‌الله را براي هميشه نابود سازد.
اما حزب‌الله خارج از تصوّر ظاهر شد و به تمام حملات اسرائيل، پاسخ گفت و جلوي پيشروي آنها را گرفت. حزب‌الله تا آنجا پيش رفت كه وزير امور خارجه اسرائيل معترف شد كه از طريق نظامي نمي‌توان حزب‌الله را خلع سلاح نمود. و با آنكه در ابتدا به هيچ وجه حاضر به پذيرفتن صلح نبود، با تصويب قطعنامه 1701 شوراي امنيت، پس از يكماه جنگ بي‌فرجام، آنرا پذيرفت و تن به صلح داد.
حزب‌الله براي برگرداندن سه اسير، هزاران تن از مردم لبنان را قرباني نمود، و اسرائيل در جنگي كه براي نابودي حزب‌الله آغاز نموده بود، حتي نتوانست دو اسير خود را پس بگيرد!
اين بود همه جنگ بي‌فرجامي كه سي‌وسه روز مردم بي‌گناه در آتشش سوختند!

اسرائيل: بزرگترين تروريست دنيا

اوت 1, 2006
به قول معاون وزير خارجه آمريكا، بالاخره تلاش ايران براي ايجاد شكاف در ميان قدرتهاي بزرگ ناكام ماند و شوراي امنيت سازمان ملل با 14 راي موافق، قطعنامه‌اي عليه ايران تصويب كرد كه بر طبق آن بايستي تمام فعاليتهاي مربوط به غني سازي را تا 31 آگوست (9شهريور) متوقف كند.
اين اقدام شوراي امنيت بر عليه ايران ـ كه به نوعي آينده‌نگري اعضاي صلح دوست آنرا مي‌رساند! ـ در حالي صورت گرفت كه اين شورا در برابر نسل‌كشي لبناني‌ها در روستاي قانا توسط يكي از ابرقدرتهاي هسته‌اي دنيا، تنها به صدور يك بيانيه كه هيچ ضمانت اجرائي‌اي ندارد، بسنده كرده است.
من به هيچ‌وجه طرفدار اقدامات ايران براي دستيابي به سلاح‌هاي كشتار جمعي نيستم. ولي برخوردهاي دروغ‌مآبانه ابرقدرتهاي غربي را هم در مواجهه با حوادث بين‌المللي اصلاً نمي‌پسندم. بدون شك عقل حكم مي‌كند كه قبل از آنكه به آينده چشم داشته باشيم، مشكلات حالمان را حل كنيم. چرا كه ممكن است اين مشكلات روز به روز حادتر شوند و اصلاً نگذارند آينده‌اي فرا رسد!
در حاليكه اسرائيلي‌ها روز به روز از نظر تسهيلات نظامي و هسته‌اي قدرتمندتر و به همان موازات از نظر پاسخگو بودن و اجراي منشور حقوق بشر، بي‌بند و بارتر و بدون افسارتر مي‌شوند، جامعه جهاني به رهبري ابرقدرتهاي سياستمدار به بهانه مبارزه با تروريست به جان گروهكها و احزاب كوچك درون كشورها افتاده‌اند و قصد نابودي آنها را دارند. گيرم كه حزب‌الله تروريست باشد، آيا هيچ وقت مي‌تواند خطري را كه اسرائيل براي جهان دارد، به ارمغان آورد؟! آيا هيچ‌گاه مي‌تواند نسل‌كشي‌هايي همچون واقعه قانا پديد آورد؟!
بسيار ساده‌انگارانه است كه مشكل اصلي را حزب‌الله بدانيم و فكر كنيم كه اگر حزب الله نبود، هرگز اسرائيل به لبنان و سوريه حمله نمي‌برد! خودمان را گول نزنيم! حتي اگر حزب الله يك گروهي تروريستي باشد باز دليلي نمي‌بينم كه اسرائيل براي از بين بردن آن زيرساختهاي لبنان را نابود كند، و به كشتن زنان و كودكان بيگناه بپردازد.
برخلاف آنچه كه شايد از نظرات من برآيد، نه تنها من حامي حزب الله نيستم، بلكه خواهان خلع سلاح آن و واگذاري تسهيلات نظامي آن به دولت لبنانم، البته به وقتش! همچنين با هر گونه جنگي كه به هر دليلي شعله‌ور مي‌گردد، كاملاً مخالفم. اما در اين نبرد نابرابر اگر قرار باشد يك طرف محكوم گردد، بدون شك آن اسرائيل است كه هر روز جنايات وحشيانه‌تري را موجب مي‌گردد و اثبات مي‌كند كه تروريست‌ترين كشور دنياست!

حزب الله پيروز است

ژوئیه 30, 2006
جنگ نابرابر زورگویان صهوینیست با مظلومان لبنانی، هفته سوم خود را سپری می کند. اسرائیلی ها با تمام تجهیزات پیشرفته خود به بهانه نابود کردن حزب الله به لبنان هجوم آورده اند و در این کشور دریایی از خون زنان و کودکان بیگناه براه انداخته اند. و حزب الله که تنها نیروی مقاوم لبنان در برابر این حملات وحشیانه است، با اندک تجهیزات خود، مردانه از خاک کشورش و مردان و زنان بیگناه آن حمایت میکند. بدون شک مقاومت حزب الله یکی از بی نظیرترین ایستادگیها در لبنان و نیز در میان اعراب، تاکنون بوده است. اگر جنگ امروز تمام شود، یا آتش بس برقرار گردد، بدون تردید، برنده آن حزب الله خواهد بود، و حتی اگر نبرد ادامه یابد، نمیتوان چشم انداز روشنی برای اسرائیل متصور شد.
و همین واقعیات نشان میدهد که اسرائیل که با هدف نابودی حزب الله و صلب مشروعیت از آن جنگ را شروع کرده بود، ناموفق مانده است، علاوه بر انکه خبرها حاکی از آن است که محبوبیت حزب الله روز به روز حتی در بین غیرمسلمانان لبنانی نیز افزایش می یابد.
اما این جنگ از منظری دیگر، باز میدانی شد که اعراب محافظه کاری و شیعه ستیز بودن خود را به اثبات برسانند، و حامیان دروغین حقوق بشر نشان دهند که حقوق بشری که آنها از آن سخن میگویند، برای همه نیست!

کدامیک تغییر موضع داده اند: ایران یا اسرائیل؟

آوریل 9, 2005
خبری که امروز، بیشتر اهالی وبلاگستان را به خود مشغول کرده است، مربوط می شود به دیدار، یا بهتر است بگوئیم احوالپرسی رئیسان جمهور ایران و اسرائیل در مراسم تشیع پاپ (متن خبر در BBC).
بیشتر وبلاگ نویسان از جمله مقام معظم هودری این اقدام را ناشی از تغییر موضع ایران می دانند و از این اقدام خاتمی بسیار تعریف و تمجید می کنند. اما به نظر من وضع به گونه ای دیگر هم می تواند باشد.
اولاً توجه داشته باشیم که این دیدار می تواند کاملاً تصادفی باشد و هیچگونه منظوری در آن نهفته نباشد. به هر حال اینکه دولت ایران با دولت اسرائیل مشکل دارد، دلیلی نمی شود که مردم ایران با تک تک مردم اسرائیل دشمن باشند و هر کجا که آنها را دیدند، از آنها دوری کنند. اگر یادتان باشد آقای خاتمی هم در همان سالهای اول ریاست جمهوریش در مصاحبه با خبرنگار آمریکایی به این موضوع اشاره کرده بود و گفته بود که اینکه ما شعار می دهیم «مرگ بر آمریکا»، بدین معنی نیست که مرگ تک تک مردم آمریکا را خواستار باشیم، بلکه ما بر مواضع مستکبرانه دولت آمریکا مرگ می فرستیم. پس دشمنی ایران با اسرائیل دلیلی نمی شود که آقای خاتمی با یکی از همشهریی هایش که دست بر قضا رئیس جمهور اسرائیل از آب در آمده، احوالپرسی نکند. به نظر من این همان کاری بود که از ایشان به عنوان یک فرد تحصیلکرده و آغازگر مبحث گفتگوی تمدنها در جهان انتظار می رفت، هر چند که از سوی افرادی در داخل کشور تحت فشار هم بوده باشند.
اما مسئله دومی که در این رابطه به نظرم رسید، آنکه اصلاً چرا احوالپرسی محمد خاتمی و موشه کاتساو، به عنوان تغییر موضع ایران تلقی می گردد؟ چرا این اتفاق را به عنوان تغییر مواضع اسرائیل در نظر نگیریم؟
اگر توجه کرده باشید، رئیس جمهور اسرائیل علاوه بر احوالپرسی با رئیس جمهور ایران، با روسای جمهور سوریه و الجزایر نیز دست داد. و همانگونه که مستحضرید این کشورها نیز به عنوان دشمنان اسرائیل بحساب می آیند. پس احتمال اینکه این تغییر موضع از سوی اسرائیل باشد، به نظر من بیشتر است.

به هر حال، کاری است که شده!! تا ببینیم که واکنشهای بعدی چه خواهد بود…

این هم اولین واکنش: تکذیب خبر توسط خاتمی!!!