Posts Tagged ‘احمدی نژاد’

تحليل نيوزويك درباره وبلاگ احمدي‌نژاد

اوت 20, 2006
چرا آقاي رئيس جمهور تصميم گرفتند كه يك دفتر يادداشت آن‌لاين داشته باشند؟
رهبران كشورها به ندرت وقت آزاد براي وبلاگ‌نويسي پيدا مي‌كنند. اما محمود احمدي‌نژاد مي‌خواهد اين وضع را تغيير دهد. رئيس جمهور ايران هفته قبل شروع به نوشتن وبلاگي در آدرس www.ahmadinejad.ir نمود كه مزين است به عكسي از او در حاليكه يقه پيرهنش باز است ]![ و قلمي بدست دارد. و تعجب برانگيز نيست كه اين وبلاگ در همين مدت كوتاه چنان سروصدايي به پا كند كه خيلي از بلاگرها آرزويش را دارند!
در طي همين چند روزي كه از اولين پست رئيس‌جمهور مي‌گذرد، Technorati – موتور جستجوي وبلاگها كه در سان‌فرانسيسكو مستقر است ـ به آن امتياز 3722مين وبلاگ را از بين 50 ميليون صفحه وب داده است.
اما شايد مهمترين پرسش اين باشد كه پشت اين كار چه هدفي نهفته است. واضح است كه سايت براي مخاطبان بين‌المللي طراحي شده است. سايت علاوه بر آنكه به زبان فارسي منتشر مي‌گردد، دسترسي به زبانهاي عربي و انگليسي نيز در آن وجود دارد، ضمن آنكه ترجمه فرانسوي مطالب هم در راه است.
با توجه به نزديك شدن به 31 آگوست كه بعنوان پايان ضرب‌العجل تعيين شده توسط شوراي امنيت براي متوقف ساختن فعاليتهاي هسته‌اي براي ايران مي‌باشد، چنان جاي تعجبي ندارد كه احمدي‌نژاد در پي جمع‌آوري يك موافقت در بين افكار عمومي جهان نسبت به خود مي‌گردد.
واضح است كه توسط يك رسانه جمعي جديد، احمدي‌نژاد مي‌خواهد پيام خود را به تمام دنيا ابلاغ كند. همچنين وبلاگ، با گستردگي و تجددي كه دارد، مي‌تواند راه نويني باشد براي ارسال پيام براي دسته خاصي از مخاطبان مهم كه همان جوانان هستند.
ماني منجمي، وبلاگ‌نويس تهراني، مي‌گويد: «او تلاش مي‌كند تا با مردمي سخن بگويد كه از طريق ساير رسانه‌ها همچون تلويزيون و روزنامه به او توجهي نمي‌كنند.» وبلاگ‌نويس تهراني ديگري كه بدليل فيلتر بودن وبلاگش براي مدت شش ماه، نخواسته نامش فاش شود، مي‌گويد كه احمدي‌نژاد در تلاش است تا راهي پيدا كند كه نشان دهد زندگي جوانان برايش اهميت دارد و به فكر آنان است.
اما آيا جوانان ايراني به اين ابراز علاقه پاسخ مثبت خواهند داد؟
نخستين پست احمدي‌نژاد متن بلندي است درباره داستان بيداري ديني و سياسيش، برخاستنش از خانواده‌اي روستايي و تنگ‌دست، و تشريح اينكه چگونه شاه و روساي خارجيش مي‌كوشيدند تا ايران را به غربزدگي بكشانند و چگونه آيت‌اله خميني اين توطئه را ناكام گذاشت.
همچنين از اين متن استباط مي‌شود كه احمدي‌نژاد يكي از دانش‌آموزان استعدادهاي درخشان بوده است، يك ديندار عملگرا و يكي از اعضاي گارد نخبگان انقلاب در جنگ ايران و عراق.
حسين درخشان، يكي از وبلاگ‌نويسان مطرح ايراني كه اكنون در تورنتو مستقر است، گمان مي‌كند كه اغلب ايراني‌ها وبلاگ احمدي‌نژاد را كاملاً باب روز خواهند يافت.
اما قالب كلي وبلاگ شبيه وبلاگهاي متداول نيس و تفاوتهايي دارد. در آن لينكهايي به سايتهاي رسمي و دولتي وجود دارد كه به وبلاگ حال و هواي حكومتي مي‌بخشد. مخصوصاً كه لينك ساير وب‌سايتها و بخصوص وب‌سايتهاي مخالف در آن ديده نمي‌شود.
پست طولاني احمدي‌نژاد هم خوانندگان ويژه‌اي مي‌طلبد ولي وي براي حل اين مشكل در همان پست وعده داده است كه در آينده «كوتاه‌تر و ساده‌تر» بنويسد و «به اميد خدا» سخنانش را در كمتر از يك ربع تمام كند.
در نظر گرفتن آزادي بيان هم در اين وبلاگ قابل تأمل است. خوانندگان اين شانس را دارند كه نظرات خود را بگذارند، البته با توجه به اينكه قبل از انتشار، نظراتشان بايستي تائيد گردد.
احمدي‌نژاد در وبلاگش به نظرسنجي هم مي‌پردازد. او مي‌پرسد: «آيا فكر مي‌كنيد آمريكا و اسرائيل از حمله به لبنان قصد راه انداختن جنگ جهاني ديگري را دارند؟». خوانندگان به اين بخش علاقه خاصي نشان داده‌اند، و تا روز چهارشنبه بيش از 215000 نفر راي دادند، و 51 درصدشان گفتند نه!
از نگاه درخشان اين مي‌تواند نشانه خوبي باشد. وقتي كه او در زمان انتخابات رياست‌جمهوري به ايران برگشته بود، توسط ماموران امنيتي بخاطر نوشته‌هايش در وبلاگ مورد بازجويي قرار گرفت. حالا كه احمدي‌نژاد به دنياي وبلاگ‌نويسي وارد شده است، درخشان اميدوار است كه تهران كمتر وبلاگ‌ها را فيلتر كند و صاحبانشان را بازداشت نمايد.

منبع: NewsWeek
ترجمه آزاد از خودم!

Advertisements

محتواي نامه نوميدكننده بود!

مه 10, 2006
متن كامل نامه احمدي‌نژاد به بوش را ابتدا در سايت "فردا" كه از طريق روزنامه لوموند بدست آورده بود و امروز در سايت رياست جمهوري ايران خواندم. جاي بسي تأسف است كه رسانه‌هاي ايراني بعد از رسانه‌هاي غربي به نامه‌هاي رئيس جمهور كشور خود دسترسي پيدا مي‌كنند. پر واضح بود كه نامه‌اي به اين مهمي همين كه به مقصد برسد در اختيار رسانه‌ها قرار داده خواهد شد و بسيار احمقانه خواهد بود كه تصوّر كنيم كاخ سفيد نيز نامه رسيده از رئيس جمهور ايران را محرمانه بدارد. لذا فكر مي‌كنم چنانچه خود دفتر رياست جمهوري زودتر آنرا در اختيار رسانه‌هاي داخلي قرار مي‌داد بهتر مي‌نمود.

وقتي خبر نامه را شنيدم، ايده نوشتن نامه، براي شروع ارتباط با آمريكا برايم جالب بود. تصورم اين بود كه روزها روي چنين نامه مهمي كار كارشناسي صورت گرفته است تا بتواند بگونه‌اي مشكلات بين‌المللي بسياري را كه با آن دست به گريبانيم حل نمايد. ولي وقتي نامه را خواندم ديدم كه از اين خبرها نيست!
نامه‌اي كه توسط رئيس جمهوري ايران تسليم سفارت سوئيس (حافظ منافع آمريكا در ايران) شد، بيشتر به يك نامه سرگشاده مي‌مانست كه در آن بدون هيچگونه اشاره‌اي به مشكلات ايران، يا حداقل آن دسته از مشكلاتي كه آمريكا براي ايران بوجود آورده است، فهرستي از اشتباهات آمريكا در جاي جاي جهان پهناور آورده شده بود! جاي بسي تعجب است كه اين سبك جديد گفتمان كه در آن، براي شروع، اشتباهات طرف مقابل آورده مي‌شود، از كدامين منطق فكري نشأت گرفته است!
براستي چنين نامه‌اي مشكلي از مشكلات ملت ايران خواهد كاست يا بلعكس خود قوزي خواهد بود بالاي قوز؟! آيا اين نامه اين تفكر را در جهان تقويت نخواهد كرد كه دولت ايران، خود را جاي منجي بشريت نشانده است و مي‌خواهد تمام ظالمان جهان را از تيغ شمشير بگذراند، و براي شروع آمريكا را انتخاب كرده؟!
نامه‌نگاري كار آساني است! اما با اين كار ما يكي از راههاي ارتباطي خود با آمريكا را از سوزانديم. بدون شك پاسخ اين نامه اين نخواهد بود كه بوش راهكار احمدي‌نژاد را بپذيرد و براي حل مشكلات جهان به سمت زمان انبياء سوق يابد! بلكه امكان دارد از همين نامه براي متقاعد ساختن افكار عمومي در جهت مخالفت با ايران استفاده كند.
گرچه شايد خيلي‌ها منتظر نامه‌اي متقابل از سوي بوش باشند، اما من فكر نمي‌كنم حتي اگر خودِ بوش هم اينقدر احمق باشد، كاخ سفيد اجازه اين كار را به وي بدهد!