عشق آغاز است

اين روزها خيلي درباره «عشق» مي‌شنوم و اينكه آيا در عشق گريزي هست يا نه؟ آيا مي‌توان «عاشق شد و دل نبست»؟ بايد دل بست يا نه؟! اصلاً آيا عاشق شدن خوب است؟! و…
من اين جمله دكتر شريعتي را مي‌پرستم كه مي‌فرمود: «دوست داشتن از عشق برتر است». اما در كلام امروز گويا اين دو ادغام شده‌اند و بجاي هم بكار مي‌روند و از همين رو ما قادر به درك مفهوم اين جمله نيستيم. فارغ از بازي كلمات، علاقه‌مند بودن را مراتبي است و از اين كلام به نگاه من اينگونه برمي‌آيد كه «علاقه» را مراتبي است و «عشق» و «دوست داشتن» دو انتهاي اين راه هستند. و بسته به مرتبه‌اي كه در آن قرار داريم، مي‌تواند در اين علاقه گريز باشد يا نباشد. مي‌توان در آن دل بست و دل نبست. و…
اگر علاقه‌اي كه بين دو تن وجود دارد كوركورانه باشد، نبايد زياد به دوام آن دل خوش داشت، چرا كه هنوز در ابتداي راهيم و در اين ابتدا چه بسا گريزگاه‌هايي كه مي‌توان يافت. اما اگر علاقه به تدريج از كوري به بصيرت روشن سوق يابد، بينهايت مي‌شود، غايت كلام خواهد بود و ديگر روزني در اين راه نخواهد ماند.
علاقه در ابتدا شايد از غريزه برخيزد. اينجا ارزش ماندن ندارد. ماندن طولاني مي‌تواند كثيف باشد، ولي اگر به جلوتر گام برداريم، غريزه مي‌ميرد، و علاقه از روح طلوع مي‌كند، به ملكوت مي‌پيوندد، هر روز بلندتر از ديروز مي‌شود و به اوج نزديكتر مي‌گردد.
اگر «عاشق» باشيد، مي‌توانيد دل نبنديد، مي‌توانيد شايد از طريق ميانبر «تحمل يك هفته عذاب» همه چيز را به خوابي شيرين بدل كنيد و از راه به در شويد. اما اگر «دوست داشته باشيد» ديگر به اين نمي‌انديشيد كه بايد دل بست يا نه. زبان‌تان ديگر قادر نخواهد بود از «ختم» سخن گويد، چرا كه اكنون علاقه‌تان «بي‌نهايت» است و بي‌نهايت را نهايتي نيست! حتي اگر معشوق‌تان نباشد، شما را گريزي از «دوست‌داشتن» نخواهد بود.
بسيار راه است بين «عاشق شدن» و «دوست‌داشتن»، و به اين اندك خطوط نمي‌گنجد. كسي از روز اول بر پله آخر نه ايستاد. قدم بايد از قدم برداشت تا پله‌ها تك‌تك طي شوند و به اوج نزديكتر شد. اينكه در روزهاي اول آشنايي از غريزه كمك بگيريم، كور باشيم و يا خودخواه، زشت نيست. اينكه از ترس در جا زدن اصلاً گام برنداريم، زشت است. اگر چنين كنيم، از عاشقان هم پست‌تريم! خوب كه بنگريم، مي‌بينيم كه روي پله «هيچم» ايستاده‌ايم، يعني «پوچيم»!
پوچي، «فنا»ست! و فنا، «نيستي»ست! پس اگر «هستيم» بايد «برويم» اما آهسته و پيوسته…
Advertisements

برچسب‌ها:

بدون پاسخ to “عشق آغاز است”

  1. چشم غمگين Says:

    دستتون درد نكنه !
    جواب خوبي بود !
    ولي همه عقيده ها مثه هم نيستن.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: