هوو

«هوو» رو هم ديدم. شايد موضوع فيلم با «چهارشنبه سوري» يكي باشه، ولي از «هوو» تا «چهارشنبه ‌سوري» خيلي راهه! بيننده اين فيلم خيلي كمتر تحت تاثير پيام فيلم قرار مي‌گيره و اصلاً خيلي جاها پيام فيلم رو در بين صحنه‌هاي گاه طنزآلود فيلم گم مي‌كنه.
داستان «هوو» به گونه‌اي پيش ميره كه مخاطب با خائن، خيلي جاها همدردي مي‌كنه! و اشكالي در اين نمي‌بينه كه شوهري با يك بچه، در كنار همسري كه دوستش داره ولي بهش سخت مي‌گيره و وادارش مي‌كنه تا اون جور كه خودش مي‌خواد، باشه، دختري رو كه قبلاً مي‌خواسته باهاش قرار و مدار بذاره و باهاش مي‌تونه راحت زندگي كنه، به همسري برگزينه.
حتي در انتهاي فيلم مخاطب به گونه‌اي سوق داده ميشه كه وقتي «عطا»، «سپيده» رو كه اسيرش كرده بود و «مريم» رو كه با توطئه‌اي براي به چنگ آوردن زمين‌هاش وارد زندگيش شده بود، به همون راحتي‌اي كه برگزيده بودشون، بي خيال ميشه، و همسري باغبون، ساده و بي غل و غش رو مي‌گيره، با وي همدردي مي‌كنه و حق رو به اون ميده. چون «عطا» در زندگي جديدش نه اوني بود كه زنش مي‌خواست و نه اوني كه به سرش شيره ماليده باشن، بلكه فقط و فقط «خودش» بود…
Advertisements

برچسب‌ها:

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: