شل سيلورستاين

اولين بار دوست جون نازنينم، حديث خانوم، منو با آثار شل آشنا كرد. بعدها كه كتابهاي بيشتري رو ازش خوندم برام جالبتر شد. شايد در نگاه اول آثار شل كودكانه به نظر بيان، اما وقتي مي‌خونيشون، اونقدر جالبن كه در هر سن و سالي ميشه باهاش ارتباط برقرار كرد. اين موضوع ديشب به من ثابت شد. وقتي كه من نوشته‌هاي شل رو با صداي بلند مي‌خوندم، علاوه بر خواهراي 13 و 18 ساله‌ام، پدر و مادر پنجاه و اندي ساله‌ام هم ازش لذت مي‌بردن.
در مقدمه كتاب «دنياي ديوانه ديوانه» كه در نگاه اول مجموعه‌اي ساده از طرح‌ها و كاريكاتورهاي طنزآميز هست، اما در پسِ اون مفاهيم عميق اجتماعي، اخلاقي و فلسفي بيان شده، نويسنده رو اينگونه معرفي كردن:

«شِلي سيلورستاين (Sheli Silverstein) كه بيشتر با نام شل سيلورستاين شناخته شده است. در سال 1932 در شيكاگو، ايالت ايلي‌نوي آمريكا، متولد شد. عمده شهرت وي براي شعرهايش در ادبيات كودكان است، هرچند كه كاريكاتوريست، آهنگساز، ترانه‌سرا و خواننده فولكلور نيز هست. همچنين موسيقي فيلم‌هاي متعددي را تصنيف كرده كه براي يكي از آنها به نام «كارت پستال‌هايي از مرز» نامزد جايزه اسكار شده است. وي علاوه بر اينها فيلمنامه هم نوشته است.
شل سبك نويسندگي خاص خود را در سن جواني بوجود آورد و اشعارش قرابت چنداني با اشعار ديگر شاعران همدوره‌اش نداشت. به قول خود او «من بسيار خوش اقبال بودم كه كسي را نداشتم تا از او تقليد و تحت تاثيرش واقع شوم. من سبكي خاص بوجود آوردم و پيش از آنكه بدانم «تربر»، «بنچلي»، «پرايس» و «استاين برگ» هم وجود دارند، به آفريدن مشغول بودم.»
آثار سيلورستاين از مرز ادبيات كودكان فراتر مي‌رود. او كار خود را در 1952 به عنوان نويسنده و كاريكاتوريست يكي از نشريات بزرگسالان آغاز كرد. او خود مي‌گويد: «اميدوارم كه مردم در هر سني، چيزي را در كتاب‌هايم بيابند تا با آن احساس نزديكي كنند. كتاب را بردارند و حسّي شخصي از كشف و شهود را تجربه كنند. اين عالي است. البته براي خودشان، نه براي من.»

كتابهاي متعددي از اين نويسنده در ايران گلچين و ترجمه شده، كه من كتابهاي زير رو خونده‌ام:

25 دقيقه مهلت ـ ترجمه چيستا يثربي ـ نشر ناميرا

دنياي ديوانه ديوانه ـ مجموعه‌اي برگزيده از كاريكاتورها و طرح‌هاي كتاب رقص متفاوت سيلورستاين ـ انتشارات كتاب پنجره

اژدهاي گريندلي گران ـ متن دوزبانه ـ ترجمه شيدا سرمست ـ انتشارات كتاب كيميا

درخت بلوط و بوته گل سرخ ـ متن دوزبانه ـ ترجمه شيدا سرمست ـ انتشارات كتاب كيميا

كورن فلكس و شكر با چند قطره اشك ـ متن دوزبانه ـ ترجمه شيدا سرمست ـ انتشارات كتاب كيميا

كثيف‌ترين مرد جهان ـ متن دوزبانه ـ ترجمه شيدا سرمست ـ انتشارات كتاب كيميا

God’s Wheel

God says to me with a kind of smile,
While "Hey how would you like to be God a
And steer the world?"
"Okay," says I, "I’ll give it a try.
Where do I set?
How much do I get?
What time is lunch?
When can I quit?"
"gimme back that wheel," says God.
"I don’t think"

سُكان خدا

خدا با لبخند مهربانانه به من گفت:
«هي، دوست داري يه مدتي خدا باشي
و دنيا رو هدايت كني؟»
من گفتم: «باشه، يه امتحان مي‌كنم.
از كجا شروع كنم؟
حقوقم چقدره؟
وقت ناهار چه ساعتيه؟
كِي مي‌تومن برم؟»
خدا هم گفت: «سُكان رو بده دست خودم،
تو آدمش نيستي.»

Advertisements

برچسب‌ها:

بدون پاسخ to “شل سيلورستاين”

  1. چشم غمگين Says:

    وقتي چراغ قرمز است نبايد راه بروي پسر خوب
    اين را به خاطر داشته باش
    اما بد نيست وقتي چراغ قرمز است كمي بدوي !!

    😀

    «شل سيلوراستاين »

    موفق باشي مهربون

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: