در وصيتنامه خودتان را از قلم نيانداريد!

آرتور روبينشتاين، نوازنده پيانو، براي رسيدن به قرار ناهار در رستوران درجه يكي در نيويورك دير كرده بود. دوستانش آهسته آهسته نگران مي‌شدند. اما سرانجام سر و كله روبينشتاين پيدا شد، در حالي كه دختر بور و جذابي با يك سوم سن خودش همراهش بود. او دوستانش را با سفارش دادن گرانقيمت‌ترين غذاي رستوران و عالي‌ترين و كمياب‌ترين شراب شگفت‌زده كرد و وقتي ناهار تمام شد، در حالي كه لبخند بر لب داشت، صورتحساب را پرداخت.
روبينشتاين گفت: «مي‌بينم كه همه متعجبيد. اما امروز من پيش وكيلم رفتم كه وصيتنامه را تنظيم كنم. مبلغ قابل توجهي براي دختر و خويشاوندانم در نظر گرفتم و رقم سخاوتمندانه‌اي هم براي خيريه كنار گذاشتم. اما ناگهان متوجه شدم كه خودم در وصيتنامه از قلم افتاده‌ام و همه چيز به ديگران رسيده است. بنابراين تصميم گرفتم كه نسبت به خودم سخاوتمندتر باشم.»
مكتوب ـ پائولوكوئيلو ـ وحيد بهلول
Advertisements

برچسب‌ها: ,

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: