حداقل مجتبی را آزاد کنید…

هر چه صبر کردم تا سال دوم بلاگ نوشت را با یک خبر خوب شروع کنم، نشد. نه تنها خبر خوبی به وقوع نپیوست، بلکه خبرهای بد هم یکی پس از دیگری به وقوع پیوستند.
به قول پندار مجبور شدم راوی خبر مرگ باشم. اول سقوط C130 ارتش و درگذشت عده‌ای از اهل خبر و مردم دوست داشتنی و بعدش هم خبر درگذشت استاد عالیقدری که از کودکی دوستش می‌داشتم، جناب استاد منوچهر آذری. و قبل از همه اینها خبر دستگیری مجتبی سمیعی نژاد که هم صنف وبلاگ نویسان است.
در دو مورد اول کاری از دستم برنمی‌آید، ولی شاید تنها کاری که برای مجتبی عزیز می‌توانم انجام دهم، همصدا شدن با جامعه وبلاگ نویسان معترضی است که به دربند بودنش اعتراض کرده‌اند. کاش دیگر راوی خبر بد نباشم…

نامه ی سرگشاده به رییس دستگاه قضایی

آقای هاشمی شاهرودی
رییس دستگاه قضایی
با سلام؛
در میانه های پاییز1383،هنگامی که خبر بازداشت دوست عزیزمان،مجتبی سمیع نژاد را شنیدیم؛گمان نمی بردیم که بازداشت او اینگونه ادامه یابد.ولی امروز بیش از یک سال است که او زندان را در بدترین و ناگوارترین شرایط تجربه می کند."همزیستی اجباری او با تبهکاران حرفه ای،محرومیت از ابتدایی ترین حقوق انسانی و بازماندن از ادامه تحصیل در دانشگاه" از نمونه ستم هایی است که به وسیله دستگاه قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی بر او رفته است.پرونده سازان امنیتی چه بسیار کوشش نمودند تا با وارد کردن اتهامات بی پایه و اساس به مجتبی،او را برای سالیان دراز به گوشه ی زندان بفرستند.این همه پافشاری دستگاه اطلاعاتی حکومت برای نگه داشتن سمیع نژاد در زندان،تنها به سبب استواری و ایستادگی مجتبی در عقایدش است که سخت بر پرونده سازان گران آمده است.دستگاه قضایی نیز متاسفانه بر مبنای آنچه که گزارش مرجع رسمی(وزارت اطلاعات)خوانده می شود،چشم و گوش بسته،حکم بر محکومیت مجتبی سمیع نژاد داده است.جای بسی نگرانی است که گزارش آزادی ستیزانه ی یک دستگاه امنیتی اینگونه مورد اعتماد قرار می گیرد و جوانی به سبب وبلاگ نویسی اینچنین در بازداشت باقی می ماند.چگونه است دستگاهی که خود را مستقل می داند اینگونه به راحتی تحت تاثیر پرونده سازی های دروغین،رای بر محکومیت جوانی می دهد که تنها جرم او"استفاده از حق آزادی عقیده و بیان" و "انتشار عقایدش در وبلاگ"بوده است؟
آقای رییس!
مجتبی نه دستی در بازی های سیاسی داشته است و نه جرمی انجام داده است.او جوانی است که این روزها به جای آنکه بر روی نیمکت دانشگاه و در میان دانشجویان به تحصیل مشغول باشد؛در پشت میله های زندان و در میان مجرمان خطرناک،بهار جوانی اش رو به خزان در حال گذر است.
آقای رییس!
مجتبی سمیع نژاد نباید "قربانی کارزار صاحبان قدرت" شود.او نه به این جناح امید دارد و نه به آن جناح دل بسته است.مجتبی را با بازی های نازیبای سیاسی کاری نیست.او جایی را برای کسی تنگ نکرده بود و کرسی قدرتی را هم نمی خواست.او تنها می خواهد آزادانه آنچه را که در ذهن خود می پروراند،بر روی وبلاگ منتشر سازد.این خواسته ی زیادی نیست اما تاوانی که او می پردازد چه بسیار زیاد است.
در پایان از شما خواهانیم که با تکیه بر استقلال دستگاه قضایی،بستر آزادی مجتبی سمیع نژاد را فراهم سازید.
Advertisements

برچسب‌ها: ,

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: