با هاشمی و احمدی‌نژاد چه کنیم؟

بالاخره نتایج نهایی شمارش آرای انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری ایران اعلام گردید و طی آن هاشمی رفسنجانی و احمدی‌نژاد به دور دوم رفتند تا جمعه آینده از بین آنها رئیس جمهور ایران برای چهار سال آینده انتخاب شود.
این نتیجه‌ای بود که من به هیچ عنوان فکرش را نمی‌کردم و کاملاً از این نتیجه شگفت‌زده شده‌ام. اما آنچه که واقعیت دارد همین است که در بالا آمد. فکر هم نمی‌کنم که هیچ کاری از دست ما برآید. ما چاره‌ای نداریم جز اینکه از بین این دو نفر یکی را برای ریاست جمهوری برگزینیم. شاید برای خیلی‌ها تفاوتی نداشته باشد که کدامیک از این دو به این مهم دست یابند، اما من تفاوتهای زیادی بین هاشمی و احمدی‌نژاد می‌بینم و تاکنون مصمّم هستم که هفته آینده به هاشمی رأی دهم. گرچه شاید اصلاً با وی موافق نباشم، اما همانگونه که گفتم انتخاب دیگری وجود ندارد، و فکر هم نمی‌کنم که با رأی ندادن چیزی درست شود.
البته این نتیجه‌ای است که تا این ساعت گرفته‌ام و بسته به شرایطی که ممکن است از این پس پیش آید شیوه دیگری را بکار گیرم.
ضمناً بالاخره دکتر معین هم بیانیه صادر نمود. آنگونه که از متن این بیانیه مشخص است، خودِ ایشان هم درست نمی‌دانند که از کجا گزیده شده‌اند. ایشان در این بیانیه از یک حرکت از پیش طراحی شده و اقدام نیروهای نظامی سخن می‌گویند که در پشت پرده صورت گرفت و به همین جهت حتی قابل پیگیری نیز نمی‌باشد. و البته این بار هم ایشان شکوه به نزد عادل مطلق برده است و تقاضای اشدّ مجازات نموده که ما هم امید داریم که روزی این اتفاق افتد.
همچنین قرار شده است تا روز دوشنبه آینده کنگره حامیان معین برای تصمیم‌گیری درمورد انتخابات هفته آینده برگزار شود.
Advertisements

برچسب‌ها: ,

بدون پاسخ to “با هاشمی و احمدی‌نژاد چه کنیم؟”

  1. Saeid Says:

    البته که من هم در اندیشه رای دادن به هاشمی هستم!
    چون به هیچ وجه من الوجوه نمیتوانم احمدی نژاد را تحمل کنم!!

  2. الهام Says:

    هنوز نمیدانم چه خواهم کرد. نتیجه برایم بسیار شوکه کننده بود.احمدی نژاد و این همه رای؟؟
    به احتمال زیاد به رفسنجانی رای میدهم. ولی در درونم صدایی هست که مدام غر میزند: آیا بهتر نیست که خود را کنار بکشیم تا به قول یکی از وبلاگ نویسها این » عضو اسبق جوخه های اعدام وترور وتیرخلاص زن» عزیز! امروز تیر خلاص را به مغز این حداقل دموکراسی موجود شلیک کند.
    شاید این مردم – که عشق ساده زیستی کشتدشان- ، چهار سالی در خلسه عنایت و» به قول آقای احمدی نژاد لطف الهی» روزگار بگذرانند و حالشان حسابی جا بیاید؟(توضیح اینکه رای دهندگان به این آقا دو طیف هستند یا کسانی که با سازماندهی ارگان های خاص رای داده اند و خود دست اندر کارند که تکلیفان معلوم است ، یا دسته ای که در بالا عرض کردم : کسانی که ساده زیستی کاندیدای مذکور، وام های ازدواج و کارتهای منزلت و … )

    این زمزمه درونی و ناب که نیک آهنگ کوثر به نام گفتگوی نیکان و نیک آهنگ از آن یاد میکند در وجود من یا شاید همه باشد و البته در وجود هر کس به نوعی . البته نیک آهنگ کوثر از این تکنیک برای بیان بهتر مطالب استفاده کرده ولی زمزمه ای من از آن یاد میکنم واقعا وجود دارد.

    واقعیت این است که مردم و رای مردم آنقدر صریح بود که جای هیچ حرفی نمیگذارد حالا اگر میخواهی اسمش را بگذار حضور نظامیان یا سازماندهی بسیجیان. هر چه هست رای مردم همین هست که هست.

    بله اصلاحات شکست خورد. چرا؟ چون احمدی نژاد،کروبی و قالیباف مردمی را به صحنه آوردند که ما آنها را به حساب نمیآوردیم. ما حتی طرفداران خودمان را هم آدم حساب نمی کردیم. این مسئله به مرور برای مردم ثابت شد.

    اما ….
    اما با این حال آنها باز 4 سال دیگر برای اطمینان از دست شستن از اصلاح طلبان پر چانه – که فلسفه بافی یا شاید هم سفسته بافی را به سازمان دهی و تجدید قوا ترجیح دادند – به آنها رای دادند و منتظر ماندند. ولی اصلاح طلبان عزیز که شور فلسفه بافی هایشان فقط خودشان را مجذوب کرده بود خبر نداشتند که روز به روز در چشم مردم افول میکنند.چه روزی بود آن روزها که دولت و مجلس یک رنگ و موافق بود.چه کارها که نمی شد کرد.

    یادم هست زمانی که استعفای دسته جمعی نمایندگان مطرح بود و مورد استقبال مردم- به دلیل محافظه کاری ها و معامله های برای بقا در جریانات قوانین مربوط به مطبوعات ، و بسته شدن یکی پس از دیگری روزنامه ها،اصلاحات قانون اساسی ، نظارت استصوابی و قتلهای زنجیره ای و … – قرار نگرفت ، یکی از دوستان اصلاح طلب مشکل را فرهنگ پایین و شعور عقب مانده سیاسی مردم میدانست و دیدیم که چند نفر از این از این عزیزان به واقع سر حرف خود ایستادند و حتی پستی را که خود مبدانستند فقط چند ماه دیگر برایشان خواهد ماند را به حق مردم و آزادی و دموکراسی ترجیح دادنند.

    اصلاح طلبان عزیز! شما حتی چند نفر از هم طیفان خود را هم در مجلس نتوانستید همراه با خود به استعفای دسته جمعی راضی کنید ، چگونه انتظار داشتید مردم برایتان … .از ماست که بر ماست.
    فرصت ها را سوزاندید.امید های مردم را به یاس بدل کردید و پاسخ آنرا هم گرفتید. هر چند در این ماجرا خشک و تر با هم خواهد سوخت. حالا کارمان به جایی رسیده که از این دو کاندیدای عزیز – «بدنام ترین سیاستمدار 27 سال اخیرایران» و » تیر خلاص زن اسبق» – یکی را باید انتخاب کنیم و به قولی از ترس گرگ به روباه پناه ببریم. وای بر ما!

    صدای درونی من باز سخن آغاز کرده و می گوید : شاید برای این اصلاح طلبان بازیگوش هم بد نباشد چند روزی همراه با یک رییس جمهور ساده زیست! – که ششمشیرش را برایشان تیز کرده و از رو بسته – رودررو شوند.
    او میگوید: مردم زیادی نازشان را کشیده بودند. شاید برایشان بد هم نباشد که کمی در دوران ترس و وحشت به سر ببرند تا قدر عافیت بدانند. این باعث می شود، بار دیگر که ملت گوشه چشمی به آنها داشتند، دیگر تردید و توجیه ، مسامحه و تساهل!!! و افزودن بر اهل و عیال!!! مانع آن نشود که لطف مردم را بی ارزش پندارند و فرصت به دست آمده را به باد دهند.
    مردم تساهل و تسامح اصلاح طلبان را دیدند ، حالا می خواهند شمشیر برنده اصول گرایان را مزمزه کنند.

    براستی چرا ما یا منفی بینهایت هستیم و یا مثبت بینهایت هستیم؟؟؟؟

    و یک چیز دیگر: این بار مثل اینکه «جام زهر» را همه با هم سر کشیدیم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: