Archive for ژانویه 2005

یک راه ساده برای دور زدن فیلترینگ اورکات

ژانویه 25, 2005
بالاخره یه راهی برای دور زدن فیلتر اورکات پیدا کردم… اگه شما هم خواستید امتحانش کنید:

1- آدرس orkut را به شکل https://www.orkut.com/ در نوار آدرس مرورگرتان وارد کنید.

2- User Name و Passwordتان را وارد کنید و کلید SignIn را فشار دهید.

3- با انجام اینکار پیغام معروف فیلترینگ ظاهر میشود، اما دلسرد نشوید! بدون آنکه این صفحه را ببندید، هرچه که در نوار آدرس نوشته شده است را پاک کنید و بجای آن آدرس https://www.orkut.com/home.aspx را بنویسید و روی دکمه GO کلیک نمائید.

4- کادری باز میشود که لازم است شما دکمه Yes را فشار دهید.

5- پس از آن وارد هر قسمت از Orkut که بخواهید شوید با پیغام فیلترینگ روبرو خواهید شد که هر بار بایستی http:// اول آدرس داخل نوار آدرس را به httpS:// تبدیل نمائید و دوباره دکمه GO را فشار دهید.

این راه حداقل تا امروز از سیستم من پاسخ می دهد امیدوارم که مشکل شما را هم حل کند.

Advertisements

دانشگاهها درسهایشان را روی وبلاگها ارائه میکنند

ژانویه 25, 2005
وبلاگها بصورت فزاینده ای توسط دانشگاهیان و دانشجویان مورد استفاده قرار میگیرد.

تا چند ماه پیش، بیشتر به وبلاگها یا بلاگها به عنوان یک رسانه تجاری یا سیاسی نگاه می شد. هر چند که بسیاری از دانشگاهیان هم بلاگ نوشتهای «سلم پکس» بلاگر معروف بغدادی را که درباره جنگ عراق می نوشت را دنبال می نمودند. امروزه این تکنولوژی منابع بسیاری از خبرها را به دانشگاهها می آورد و کاملاً وارد زندگی دانشگاهیان شده است.

بلاگها به ادارات، کارمندان و دانشجویان آزادی بیان می دهد تا یک مجله و یا حتی روزنامه درخور شأن داشته باشند. کارشناسان وبلاگ می گویند که تکنولوژی برای دانشجویان دستیابی آسان به وب را فراهم نموده است و بحثهای خارج از کلاس آنان را بهبود بخشیده است.

ذخیره کردن عقاید

خانم استر مک کالوم استوارت (Esther Maccallum Stewart) استاد تاریخ سوسکس (Sussex) یکی از اولین بلاگ نویسان انگلیسی است که از این تکنولوژی برای تدریس و توزیع نمودن تحقیقات بهره برده است.

او درباره فرهنگ عمومی در دوران جنگ جهانی اول تحقیق می کند و در همین زمینه وبلاگی را باز نموده است که هرگاه به مطالب جدیدی میرسد عقایدش را در آن می آورد که البته این نوشته ها بیشتر جنبه دانشگاهی دارند.

دانشجویان او هم به این وبلاگ به عنوان مکانی برای دسترسی به منابع تحقیق و اطلاعات نگاه میکنند.

این وبلاگ روی سِروِر دانشگاه جای گرفته است و او میتواند سوالاتی را که دانشجویانش مطرح میکنند در آن ببیند و پاسخ آنها را برای همه اعضای گروه بفرستد.

او میگوید: «من دریافته ام که به کمک وبلاگ می توانم از جاهای مختلفی به کارم بپردازم، حتی در جاهایی که دستگاه یا دیسکهایم با من نیستند. به نظر من وبلاگ مکانی است برای ذخیره کردن عقاید، ارتباطات و منابع تحقیقی.» او می افزاید:«من کاملاً عقیده دارم که که همه اطلاعات بایستی روی اینترنت قرار گیرند. من فکر میکنم که دانشگاه ها می توانند خیلی نزدیکتر از این با هم باشند. آنها بایستی به جمع آوری دانشها بپردازند»

به همین دلیل هم است که دانشگاه وارویک (Warwick) به کارمندان و دانشجویان خود فضای رایگان می دهد تا برای خودشان وبلاگ بسازند.

پروژه بلاگها در دانشگاه که از ماه سپتامبر گذشته شروع شد در نوع خودش بسیار بی نظیر است. در این مدت تعداد کاربران آن 2600 نفر میباشد که این نسبت به سایر پروژه های مشابه بسیار بزرگ بحساب می آید.

در حقیقت وارویک نخواست که در چهار دیواری خودش بماند و خواست که خودش را از طریق وب به جهان بنمایاند.

جان دال (John Dale) رئیس سرویس IT دانشگاه میگوید که هدف دانشگاه این است که فرصتهای شخصی دانشجویان را افزایش دهد و معتقد است که وبلاگ یکی از ابزارهایی است که به انجام رسیدن این هدف کمک خواهد میکند.

آقای دال می گوید: «ما معتقدیم که وبلاگ میتواند فرصتهای جدیدی را برای کارمندان و دانشجویان بوجود آورد. این ابزار به دانشجویان امکان میدهد تا بصورت گروهی روی پروژه ها کارکنند.»

چنین وبلاگهایی در مدرسه تجارت وارویک وجود دارد و دانشگاه امیدوار است که کارمندان نیز از این تکنولوژی برای انجام پروژه های گروهی استفاده کنند.

در وبلاگهای دانشگاه تفاوت فاحشی بین وبلاگهای دانشجویی و اساتید وجود ندارد. برخی از دانشجویان از وبلاگهایشان برای ارتباطات درسی استفاده میکنند و برخی از اساتید نیز درسها را برای آنها می فرستند.

رویا حکمت پناه (Roya Hekmatpanah) یکی از دانشجویان سیاست بین المللی اقتصاد هر هفته وبلاگش را به روز میکند و از آن برای فرستادن پیام به دوستانش و به اشتراک گذاشتن تصاویر با دوستان و آشنایانش استفاده میکند.

سوء استفاده

اما رابرت اُتول (Robert O’Toole) دانشجوی دکترای فلسفه، از وبلاگش هم برای اهداف دانشگاهی و هم برای اهداف شخصی استفاده میکند. مطالب او شامل موضوعاتی چون خلاقیت در تکنولوژی، تشریح فلسفه و جزئیات سفر اخیرش به بوتس وانا (Botswana) است. او میگوید که از دور و نزدیک پیامهایی را در وبلاگش دریافت میکند.

او میگوید: «تصمیم گرفته ام که موضوع پایان نامه ام وبلاگ باشد.» او می افزاید: «وبلاگ مرا قادر ساخته است که در بحثهای دانشگاهی خارج از انگلستان هم شرکت کنم و دانش خارجی ها را جمع آوری نمایم. وبلاگ جایی است که من میتوانم هر روز بصورت منصفانه درباره وقایعی که اتفاق افتاده است، بنویسم.»

با اینکه وارویک به موفقیتهایی دست یافته است اما هنوز این پروژه دوران کودکی اش را پشت سر میگذارد. کارشناسان عقیده دارند که برقراری توازن بین فرصتهای مثبت و منفی که این تکنولوژی می آورد مشکل است. آنها پیشنهاد میکنند که دانشگاه بایستی با سوء استفاده هایی که از این تکنولوژی میشود برخورد کنند.

دیوید ساپل (David Supple) مدیر راهبردی وب در دانشگاه بیرمنگهام (Birmingham) میگوید: «همانگونه که وبلاگها بعنوان ابزاری قدرتمند برای جمع آوری اطلاعات، سودهای مهمی برای دانشگاهیان به همراه می آورد اما طبیعت غیرساختمند آن باعث بروز مشکلات متعددی هم میشود.» او هشدار می دهد که «دانشگاهها بایستی هوشیار باشند. در این نوع تکنولوژی آزادی مطلق وجود دارد که میتواند وسوسه کننده باشد.»

شولا آدنکان (Shola Adenekan)
منبع: BBC

آرش سیگارچی آزاد باید گردد

ژانویه 24, 2005
انگار وضع آرش سیگارچی خیلی خراب است! برایش دویست میلیون تومان وثیقه مقرر کرده اند! یعنی به حسابی اگر هر دو جایزه صد میلیون تومانی موسسه بنیاد را ببرد میتواند بطور موقت آزاد شود!!

به هر حال امیدوارم که مشکلش هرچه زودتر حل شود. خوشحال میشوم که اگر کاری از دست من بر می آید به من خبر دهید.

در اولین قدم هم نامه ای را که علیرضا تمدن در وبلاگش قرار داده است و خواسته که همه آنرا در وبلاگهایشان بگذارند می آورم تا برادری خویش را ثابت کنم:

دوستان اصلاح طلب! آقای معين، آقای خاتمی، آقای آرمين، آقای مزروعی، آقای تاجزاده، آقای نبوی آقای…!ديروز، ما برای امروز شما هم صدا شديم و حامی. امروز اين شما هستيد که بايد برای فردای آرش و ما و حتی خودتان دست ها را بالا بزنيد. اين فرصتی است تاريخی برای شما تا اثبات نماييد که با مردميد و در جبهه مردم. اين فرصت طلايی و اين موقعيت عالی را نه از خود دريغ کنيد، نه از آرش و نه از مردمی که دلسردی آنها مساوی است با شکست اصلاحات.به شما اطمينان می دهيم که تامين وثيقه آرش سيگارچی و مهيا نمودن شرايط آزادی او گام بلندی خواهد بود برای حفظ آخرين و تنها پايگاه اصلاحات از جانب شما. هشت سال فرصت سوزی کافی است! اين آخرين فرصت ها را ديگر نسوزانيد!

فکر کنم بهترین جایی که بتوانید خبرهای جدید و بلاگ نوشتهای جدید را درباره آرش پیدا کنید وبلاگ مجید زهری باشد. که به ایشان هم خسته نباشید عرض می نمایم.

افتتاحیه مسابقات بانوان و فیلترینگ اورکات در گیلان!!

ژانویه 24, 2005
امشب از دو بابت خوشحالم و از یک بابت ناراحت، که البته مثل همیشه نگرانی ام به خوشحالی ها می چربد!

خوشحالی اولم از این بابت است که امروز یک امتحان توپ دیگر را به خوبی و توپی(!) پشت سر گذاشتم و بدین ترتیب تنها یک قدم دیگر تا پایانم امتحاناتم باقی مانده است! و این امر باعث میشود که از این پس بیشتر بتوانم وقتم را روی وبلاگم بگذارم.

دومین امری که باعث خوشحالیم شده است دیدن توانمندی زنان ایرانی بود. هیچوقت فکر نمیکردم که زنان ایرانی هم بتوانند به این خوبی مراسم افتتاحیه برگزار کنند.

امروز مراسم افتتاحیه نخستین دوره مسابقات بانوان پایتخت کشورهای اسلامی و آسیایی بود که به همت شهرداری تهران برگزار گردید. در افتتاحیه این مسابقات دانش آموزان منطقه دو شهریار کرج به اجرای رقص گونه های جمعی پرداختند که به نظر من قابل رقابت با رقص گونه های خارجی بود. حالا در نظر بگیرید که اگر این دختران از همه ایران گلچین شوند چه خواهد شد!

اما این افتتاحیه هم بدون سوتی نبود! اولین سوتی خیلی فاحش آن زمانی رخ داد که خواستند مشعل مسابقات را روشن کنند. گوینده چند بار تکرار کرد که حامل مشعل پس از زدن دور افتخار مشعل را به دستان مبارک دکتر حداد عادل خواهند داد تا ایشان مشعل اصلی را روشن کنند. اما من که هرچه نگاه کردم از دکتر خبری نبود! تا اینکه خانم حامل مشعل خودشان زحمت مشعل اصلی را هم کشیدند!!

و سوتی دوم از آنجا حاصل شد که ما بالاخره نفهمیدیم «کانادا» که با یک خانم در این مسابقات شرکت کرده است، جز کشورهای اسلامی محسوب میشود یا آسیایی!!

ولی افتتاحیه نخستین دوره مسابقات بانوان کشورهای اسلامی و آسیایی مصادف با با یک روز نحس برای ما بود. چون متاسفانه از امروز اورکات در استان گیلان فیلتر شد!

بعد از آن همه مدت که دوستان تهرانی مشکل فیلترینگ اورکات را داشتند، مثل اینکه حالا نوبت به ما رسیده است. در تماسی که با دوستانم در ISP داشتم، آنها از این امر اظهار بی اطلاعی کردند و گفتند: «راستش خودمون هم گیج شدیم! یک ساعت بازه، یک ساعت فیلتر میشه»!!

به هر حال برای ما هم دعا کنید تا مشکل اورکات ما هم حل شود!

آرش سیگارچی بازداشت شد

ژانویه 19, 2005
از گوشه و کنار خواندم که «آرش سیگارچی» هم ولایتی عزیزم بازداشت شده اند. از آنجائیکه سیامک قلیزاده که ارتباط نزدیکی با آرش خان دارند این موضوع را تائید کرده اند دیگر جای شکی در صحت خبر باقی نمی ماند. به هر حال امیدوارم که هرچه زودتر مشکل این روزنامه نگار فرهیخته گیلانی حل شود.من هم پیگیر می شوم و اگر خبر جدیدی از بدست آوردم حتماً به اطلاع شما خواهم رساند.

برای ثبت نام در پرشین بلاگ دست نگه دارید!

ژانویه 19, 2005
اگر تازه کار هستید و قصد دارید که صاحب بلاگ شوید پیشنهاد میکنم قبل از آنکه شیفته فارسی بودن پرشین بلاگ شوید، بد نیست که اطلاعاتی در باره این سرویس دهنده رایگان بدست آورید. و یا حداقل صبر کنید تا پاسخ این سوالاتی که حسین درخشان پرسیده است مشخص شود. البته تا آن زمان بد نیست که یک نگاهی هم به اینجا بیاندازید.

راستش خیلی خوشحالم که قبل از رسیدن این روزها از پرشین بلاگ به اینجا آمده ام! اما اگر شما هنوز هم پرشین بلاگ را بخاطر فارسی بودنش ترجیح می دهید، حداقل قبل از ثبت نام یک سری به بلاگفا بزنید. این روزها خیلی تعریفش را شنیده ام.

کاش هیچوقت بزرگ نمیشدیم

ژانویه 18, 2005
امشب مثل سالها پیش باز هم موقعیتی پیش اومده بود و من و چند تا از دوستهای دوران بچگی جلوی بقالی یکی از همون بچه ها جمع شده بودیم.

یادش بخیر! چه شبایی بود! همه خوشحال بودن و از ته دل می خندیدن. انگار هیچکس غمی نداشت. دیگه عادت کرده بودیم، هر شب طرفای ساعت 9-10 همه مون می رفتیم جلوی بقالی و دوره می نشستیم. تا نیمه های شب واسه هم جک تعریف می کردیم و همدیگرو دست می انداختیم. هر شب هم نوبت یکی بود تا بقیه رو به یه چیزی مهمون کنه! کاش هیچوقت اون سالها نمی گذشت…

اما امشب هرچقدر که سعی کردیم تا یکی از همون شبا بشه، نشد! انگار یه چیزی عوض شده بود! بازم می خندیدم اما انگار از ته دل نبود. وقتی به چهره بچه ها نگاه میکردم یه چیزایی یادم می اومد که نمی ذاشت از ته دل بخندم. هر کدوم مشکلی داشتن، من هم دست کمی از اونا نداشتم. اما حس می کردم که شاید غصه هام از اونا کمتر باشه، به همین دلیل یه جور احساس گناه می کردم.

چرا اینطور شده بود؟

کاش هیچوقت بزرگ نمیشدیم!

یک روحانی ایرانی بلاگ نویسان را برای اصلاحات جمع کرده است

ژانویه 17, 2005

محمدعلی ابطحی، یکی از معاونین رئیس جمهور ایران که چندی پیش در اعتراض به سختگیری های مجلس شورای اسلامی از سمت خویش استعفا داد، یکی از اصلاح طلبانی است که در راه ارتباطات آزاد ملت میکوشند.

بیشتر از یکسال پیش آقای ابطحی، یکی از روحانیون میانه رو که ارتباطات خیلی نزدیکی با رئیس جمهور محمد خاتمی دارد، وبلاگی را افتتاح نمود تا عقایدش را با دیگران مطرح نماید و با دیگر کاربران اینترنتی ارتباط برقرار نماید.

آقای ابطحی بیشتر وقتش را در دفتر کار خود، که در منطقه ای مرفه نشین در شمال تهران است، به گپ زدن الکترونیکی با مردان و زنان جوان می پردازد که گاهی با تردید به صداقتش می نگرند.

اصلاح طلبان ایران تقریباً بیشتر محبوبیت خود در میان جوانان را از دست داده اند. جوانانی که برای اصلاحات بی حوصله شده اند، اعتقاد دارند که آقای خاتمی و متحدانش وقتی که مجلس را در دست داشتند، در راه رسیدن به جامعه ای آزاد بسیار ضعیف عمل کرده اند. اصلاح طلبان سال گذشته در پی سختگیری های مرکز تشخیص صلاحیت نامزدهای انتخاباتی ]شورای نگهبان[ بسیاری از کاندیداهای خود را از دست دادند و تعداد بسیار زیادی از رای دهندگان نیز در اعتراض به این امر در انتخابات شرکت نکردند.

یکی از بازدیدکنندگان جامعه مجازی Orkut درباره آقای ابطحی می نویسد: «ما نباید به او اطمینان کنیم، او هم یکی از آنهاست و قصد دارد که ما را دوباره گول بزند».

اما آقای ابطحی همچنان ایستادگی می کند. او اظهار می دارد انتقاد کم کاری اصلاح طلبان کاملاً درست است و با آن موافقت می کند.

آقای ابطحی، که هم اکنون مشاور رئیس جمهور ایران است، در مصاحبه ای می گوید: «تاسیس یک وبلاگ خیلی شهامت می خواهد. برای جوانان خیلی سخت است که به یک روحانی اعتماد نمایند. در ابتدا آنها فکر می کردند که من میخواهم برایشان موعظه کنم. ولی حالا ما با هم دوست شده ایم.»

وبلاگ او (وب نوشت) به یکی از پر بیننده ترین سایتهای فارسی زبان تبدیل شده است. این وبلاگ بارها توسط هکرها مورد حمله قرار گرفته است. بسیاری از سایتهای سیاسی و وبلاگها در داخل و خارج از ایران به سایت وی لینک داده اند.

روزبه میر ابراهیمی، یکی از وبلاگ نویسانی که سال گذشته در پی درگیری هایی که برای آزادی بیان رخ داده بود، دو ماه زندانی شده است، میگوید: «سایت ابطحی از نظر سیاسی خیلی اهمیت دارد. گزارشات او از داخل دولت بسیاری از مسائل را برای مردم روشن می سازد.»

آقای میر ابراهیمی می افزاید: «آقای ابطحی به وبلاگها وجاهت قانونی بخشیده است و ثابت کرده است که وبلاگها ابزاری برای براندازی نظام نیستند.»

آقای ابطحی می گوید که در اینترنت متوجه شکاف عظیمی شده است که بین دولتمردان و نسل جوان ایران وجود دارد.

او می گوید: «ما همدیگر را درک نمی کنیم و نمی توانیم با هم صحبت کنیم. ما به عنوان دولتمرد گزارشات زیادی از آنچه که در جامعه میگذرد دریافت می کنیم. اما من احساس می کنم که با خواندن وبلاگهای جوانان و دریافت روزانه 40 تا 50 ایمیل از آنان، خیلی بیشتر از قبل آنها را شناخته ام. چیزهایی که من آموخته ام خیلی با آن نامه های رسمی که در پشت میز می خواندم متفاوت است.»

وقتی او نوشتن در وبلاگ را آغاز نمود، اظهار داشت که فقط میخواهد «محمدعلی ابطحی» باشد، بدون در نظر گرفتن موقعیتش در دولت.

او نوشته بود که وبلاگش را تاسیس کرده است تا عکسهای جالبی را که با گوشی همراه مجهز به دوربینش از دیگر دولتمردان ایرانی گرفته است، با دیگران به اشتراک بگذارد.


اما او درباره موضوعات جدی و گاه خطرناک هم می نویسد. بعضی اوقات گفتن حقایق می تواند زندانی شدن را به دنبال داشته باشد. آقای ابطحی اخیراًً در سایتش چیزهایی درباره روزنامه نگاران و وبلاگ نویسانی که پاییز گذشته زندانی شدند، نوشت. آنها بارها مورد ضرب و شتم قرار گرفتند تا اینکه بینی یکی از خانمها شکسته شد. همچنین او نوشت که آنها مدتها در زندانهای انفرادی نگه داشته شدند.

پس از آن او درباره دیدارش با دو تن از زندانیان آزاد شده، نوشت، که دادستان تهران، سعید مرتضوی، به آن پرونده رسیدگی می نمود. دو روزنامه نگار حقایق دردناک و وحشت آوری را فاش نمودند، که اشک را بر چشمان حاضرین جاری نموده بود.

آقای ابطحی که به عنوان نماینده آقای خاتمی در جلسه شرکت نموده بود، می نویسد: «ما مرتب به آنها آب می دادیم تا آنها بتوانند حرف زدنشان را ادامه دهند.»

آقای مرتضوی به زندانیان رها شده هشدار داد تا درباره مشاهداتشان جایی صحبت نکنند. آقای ابطحی نیز کمی پس نوشتن گزارش آن جلسه به دادگاه ویژه روحانیون فراخوانده شد.

اما پس از آنکه گزارش آقای ابطحی منتشر شد، آقای خاتمی و آیت الله محمود شاهرودی، رئیس قوه قضائیه، قول دادند که به این موضوع رسیدگی نمایند.

آقای میر ابراهیمی می گوید: «اگر آقای ابطحی و وبلاگشان نبود، ما جرات نمی کردیم که آنچه بر ما گذشت را فاش نمائیم. قبل از اینکه ما آنها را ببینیم، او با آنها ملاقات کرده بود و زمینه را آماده کرد، در غیر اینصورت آنها حرفهای ما را باور نمی کردند.»

حتی در میان اصلاح طلبان نیز کسانی هستند که با وبلاگ آقای ابطحی مخالفت می کنند. عطاءالله مهاجرانی، یکی از اصلاح طلبانی که سابقاً وزیر فرهنگ و ارشاد بود، آقای ابطحی را مورد سرزنش قرار داده و گفته است که کار او کاری «پست» است.

آقای ابطحی این موضوع را مطرح نکرد که خودِ آقای مهاجرانی نیز وب سایت دارد، اما او دوربینی برای گرفتن عکسهای جالب ندارد، و از سوی دیگر او زبان برقرار کردن ارتباط با جوانان را نیز نمی داند.


منبع: نیویورک تایمز

ژانویه 15, 2005

توماری برای امضا

ژانویه 15, 2005
توماری در اعتراض به فیلتر شدن Orkut تهیه شده است که تاکنون 14654 نفر آنرا امضا کرده اند. من هم آنرا امضا کرده ام. نه بدلیل مخالفت با حکومت یا دلایلی از این قبیل بلکه واقعاً معتقدم که Orkut خیلی مفید است. اگر شما هم همین نظر را دارید پس هرچه زودتر این تومار را امضا کنید.